بازگشت به صفحه اصلی

برچسب: محمدرضا مهاجر

چند پرده ی بی پرده

چند پرده ی بی پرده

🕔۱۳۹۸-۰۹-۲۷ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر پرده‌ی اول زلزله آمده است. مردم در سوز سرمای زمستان خانه‌های‌شان روی سرشان آوار شده. ساعات طلایی نجات زنده‌های زیر آوار سپری شده. هیچ کمک خاصی به مردم نشده جز چند تایی چادر که چند برابر ظرفیت داخل هر کدام‌شان آدم نشسته و زانوی غم به بغل گرفته. آدم‌های توی چادر به فکر…

ادامه مطلب
نامه‌ای به حجت‌الاسلام(۲)

نامه‌ای به حجت‌الاسلام(۲)

🕔۱۳۹۸-۰۵-۲۸ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر جناب حجه الاسلام رییسی سلام علیکم؛ فرشته‌ی مرگ، چون نسیمی پیوسته هم‌واره بر فراز سر و سرنوشت ما در حال حرکت است تا درست در همان لحظه‌ای که نوبت رفتن‌مان می‌شود روح‌مان را قبض کند و ما را به دیدار دار فانی ببرد. همان‌گونه که جان پیشینی‌های ما را ستاند. همان‌گونه که روح…

ادامه مطلب
هم شهری جوان، مهدی شادمانی و حسین جنتی

هم شهری جوان، مهدی شادمانی و حسین جنتی

🕔۱۳۹۸-۰۴-۲۷ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر آن روزهایی که بابا هم شهری بود هفته ای یک بار (گاهی پنج شنبه ها و گاهی شنبه ها) با خودش هم شهری جوان می آورد. مجله ای خاص و شیرین که ناگفته می دانید که چه جواهری بود در آن روزگار. آن قدر شیرین و زیبا بود این مجله که همه اش،…

ادامه مطلب
روح قانون، جسم قانون، روح دین، جسم شرع

روح قانون، جسم قانون، روح دین، جسم شرع

🕔۱۳۹۸-۰۳-۲۹ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر شاید کسانی که حقوق خوانده اند با اصطلاح “روح قانون” آشناتر باشند. مراد از این عبارت چنان که دوستان حقوق دان می گویند این است که تفسیر قانون ما را می تواند به نیت قانون گذار برساند. نمی دانم بی پروایی است یا نه؟ نمی دانم می شود چنین مفهومی را به دین…

ادامه مطلب
دنیای عاشق، دنیای عاقل

دنیای عاشق، دنیای عاقل

🕔۱۳۹۸-۰۳-۲۷ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر روزی که از پله برقی فرودگاه پایین می‌آمد راست‌ش را بخواهید من خیلی خوش‌بین نبودم به روزهای بعدی. توی دل‌م می‌گفتم این هم می‌آید کمی معطل‌مان می‌کند، تیغ‌مان می‌زند و مدعی‌تر از قبل می‌رود. وینگادا، مانوئل، آری هان… به بدبختی، فلاکت و حرص خوردن در این هواداری عادت کرده بودیم. به چراغ‌های کم‌فروغ….

ادامه مطلب
همان آش، همان کاسه

همان آش، همان کاسه

🕔۱۳۹۸-۰۳-۱۸ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر امروز داشتم سوابق داستانک های م را نگاه می کردم. دیدم یک داستانک رمضانی داشته ام در مردادماه سال ۱۳۹۰. ابتدا این داستانک را بخوانید: در مراسم شلوغ افطار اداره شان، کناری نشست . روی یک صندلی . تنها و دور از هیاهوی همه . با یکی دوتا قند چایش را شیرین کرد…

ادامه مطلب
روز جهانی قدس

روز جهانی قدس

🕔۱۳۹۸-۰۳-۱۰ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر اسراییل، چنان‌که می‌دانم و می‌دانید رژیمی است نژادپرست، کودک‌کش، ضعیف‌کش، غاصب و … حداقل امروز من تردیدی در این‌ها که گفتم ندارم. هر متری که داشته باشیم هم نتیجه‌اش همین‌ها می‌شود. و واقعا امید و آرزوی من همین است که مشهور است: اسراییل از صفحه‌ی روزگار محو شود. اما ثم ماذا؟ اسراییل که…

ادامه مطلب
احد قدمی، وحدت و چند تکه حرف

احد قدمی، وحدت و چند تکه حرف

🕔۱۳۹۸-۰۳-۰۷ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر (۱) چنان‌که می‌دانید و دیده‌اید و خوانده‌اید، احد قدمی در شب ولادت امام مجتبا علیه‌السلام در جلسه‌ای که از قضا پخش تلویزیونی هم داشته است، چیزهایی گفته که خلاف “وحدت” امت اسلامی شناخته می‌شود. (۲) روراست اگر باشیم، به نظر من احد قدمی مداح خوبی نیست. حداقل در برابر خیلی‌ها مداح خوبی نیست….

ادامه مطلب
امانتی عباس

امانتی عباس

🕔۱۳۹۸-۰۳-۰۵ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر نمی‌دانم درست می‌گویم یا نه. نمی‌دانم اصلا جایز است این‌قدر ذوقی به واقعه‌های تاریخی نگاه کنیم یا نه؟ آن هم وقتی پای مولای متقیان و اولادش در میان است. اما من فکر می‌کنم آن سحرگاهی که مولای من و شما دست‌ حسین‌ش را در دستان عباس‌ش گذاشت، ای بسا منظورش سپردن همه‌ی فرزندان‌ش…

ادامه مطلب
حجاب، خشونت و چند تکه حرف

حجاب، خشونت و چند تکه حرف

🕔۱۳۹۸-۰۲-۲۴ - 0 دیدگاه

محمدرضا مهاجر (۱) من با حجاب اجباری یا اسم‌ش را هر چه که می‌گذارید مخالفم و از ابراز این مخالفت هم ترسی ندارم. نه نماینده‌ی مجلس می‌خواهم بشوم نه وزیر و چیز دیگری. نان‌م را هم مولای‌م از بازوی‌م به دست‌م می‌دهد و سر سفره‌ی زن و بچه‌م می‌گذارد. پس کاسه لیس خوان گسترده‌ی اویم…

ادامه مطلب