سرتیپ شکوهی : مهربان‌ترین پدرهای دنیا، نظامی‌ها هستند

۱۴۰۱-۰۷-۰۴ سیاست

سرتیپ شکوهی : مهربان‌ترین پدرهای دنیا، نظامی‌ها هستند

معاون پژوهشی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید سپهبد قاسم سلیمانی گفت: مهربان‌ترین پدرهای دنیا، نظامی‌ها هستند، در خانه جدی هستند اما مهربان هم هستند با بچه و همسر خود مهربان هستند اما جدی هم هستند، من فرزند و نوه دارم که باید هر روز آنها را ببینم اما با دشمن جدی هستم.

به مناسبت فرا رسیدن هفته دفاع مقدس،با سرتیپ امیر حسین شکوهی معاون پژوهشی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید سپهبد قاسم سلیمانی گفت‌وگویی داشته که متن کامل آن را در زیر می‌خوانید:

در هفته دفاع مقدس قرار داریم، وضعیت نظامی امروز ایران نسبت به زمان اول انقلاب و آغاز حمله صدام به عراق را چطور ارزیابی می‌کنید؟

مقام معظم رهبری می‌فرمایند دفاع جزیی از هویت یک کشور است، هر ملتی که اهمیت دفاع را درک نکند و مفهوم آن را از بین ببرد، به یک معنا زنده نیست. می‌فرمایند ملت ما زنده است زیرا از سال ۵۷ که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، همچنان ملت ما در دفاع زنده است و مفهوم زندگی را خیلی خوب می‌فهمد و همواره در حال دفاع است.

علل وقوع جنگ‌ها می‌تواند سیاسی، اقتصادی، کشورگشایی یا اجتماعی باشد، این‌ها تمام دلایلی بود که صدام به عنوان رژیم بعثی عراق در سال ۵۹ تصمیم گرفت به کشور ما حمله کند و ما مورد تجاوز قرار گرفتیم، ماده ۵۱ منشور سازمان ملل می‌گوید اگر کشوری مورد تجاوز قرار بگیرد و نتواند از کشور خود دفاع کند کشورهای دنیا می‌توانند به کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته کمک کند اما وقتی ما در سال ۵۹ مورد تجاوز قرار گرفتیم و هزاران کیلومتر از خاک کشور ما توسط عراق به تصرف درآمد، نه تنها هیچ کدام از کشورهای همسایه به ما کمک نکردند، بلکه بعضی از آنها آسمان‌ها و زمین خود را در اختیار رژیم بعثی عراق قرار دادند که آنها بتوانند از این طریق ما را مورد تجاوز قرار دهند، همچنین آنها بعضی کمک‌های دیگری هم از بعضی کشورها داشتند.

در همان زمان شورای امنیت سازمان ملل در اولین قدم قطعنامه را صادر می‌کند و بحث آتش‌بس را مطرح می‌کند، آتش‌بس یعنی کشورها متوقف شوند، آن وقت چه کسی می‌خواست این صدام را با آن ادعایی که برای خوزستان و جزایر و تهران داشت، از کشور خارج کند، حضرت امام فرمودند که ما سرنوشت جنگ را در میدان‌های جنگ مشخص می‌کنیم که همان‌طور هم شد.

سال ۵۹ که مورد تجاوز قرار گرفتیم که یک غافلگیری برای کشور و نیروهای مسلح ما بود در آن سال‌ها هنوز دولت ما قوام و ثبات نداشت، شورای امنیت ملی نداشتیم و نیروهای مسلح ما، نیروهای سپاه و بسیج ما آن قوام را پیدا نکرده بودند و ارتش ما دچار غافلگیری شده بود و آن آمادگی را نداشت، می‌توانیم بگوییم آن ۵۰ هزار مستشاری که در ارتش بودند همه اموری که مربوط به امور هوایی، زمینی و پدافند بود را انجام می‌دادند، آمادگی نصب سلاح، تعمیرات و تجهیزات به وسیله این مستشارها انجام شد و اجازه نمی‌دادند نیروهای ما بیایند و این چیزها را یاد بگیرند، ولی آن تیزهوشی و ذکاوت نیروهای ارتش باعث شد این‌ها را یاد بگیرند و صدام با یک باور که کشور در قدرت نیست و ارتش قدرت ندارد، به خود اجازه داد که به کشور ما حمله کند اما در همان روزهای اول جنگ شاهد بودیم که ۱۹۰ فروند هواپیمای بمب‌افکن به پایگاه‌های هوایی، فرودگاه‌ها و پایگاه‌های نظامی عراق حمله کردند و آنها را مورد اصابت قرار دادند، ۱۹۰ فروند هواپیمای بمب‌افکن و شکاری خیلی شرایط سختی را می‌خواهد و آمادگی صددرصدی نیاز دارد.

در سال اول جنگ نیروی هوایی ما نیروی هوایی عراق را از انطباق خارج کرد و موفق شد یک عملیات بزرگ حمله را انجام دهد و نیروی هوایی ما تا نزدیک مرز اردن پیشروی کرد و همه پایگاه‌های هوایی عراق را زد. در همان روزهای اول جنگ نیروی دریایی ما نیروی دریایی عراق را به طور کامل نابود کرد و تنها مسیر شاهراه عراق را که اروند بود، بست و سکوی نفتی که در مسیر بود را زد، یعنی دسترسی عراق به آبهای آزاد را بست و نیروی دریایی عراق در همان روزهای اولیه در آذرماه عقب کشید.

شاهد بودیم که نیروی زمینی ما در همان روزهای اول هدف اصلی عراق را که می‌خواستند در ۲-۳ هفته از خوزستان تهران را بگیرند، بعد از چهار روز در آبادان در آن طرف رودخانه اروند متوقف کردند، در همان سال اول جنگ ما ۱۵۰ عملیات آفندی علیه ارتش عراق داشتیم، این‌ها عملیات‌های کوچکی بود، ما می‌گوییم که اولین اقدام برای دفاع عملیات آفندی است، یعنی در روزهای ابتدایی نیروهای زمینی باید با طرف مقابل ارتباط برقرار کنند و شناسایی با رزم انجام دهند این همان ۱۵۰ عملیات آقندی کوچک بود.

در سال اول جنگ به دلیل تفکری که رئیس‌جمهور وقت داشت، اجازه همکاری و تعامل بین ارتش و سپاه را نمی‌داد و اعتقادی به حضور سپاه در جنگ نداشت، هر چند سپاه در همان سال اول جنگ در کنار برادران ارتش در خط مقدم جنگ بود، اما از دولت رجایی و باهنر ما شاهد تحول در جبهه‌های جنگ بودیم، فرماندهان ارتش و سپاه به طور جدی متحد شدند و اولین عملیات برای خروج نیروهای بعثی را در حصر آبادان انجام دادند، عملیات‌هایی شامل فتح‌المبین و بیت‌المقدس انجام دادند، در خرداد ۱۳۶۱ عملیات فتح‌المبین انجام شد و تقریباً اکثر مرزهای کشور ما بازسازی شد و یک سری مناطق می‌ماند که همچنان در دست عراقی‌ها است می‌بینیم که شورای امنیت دومین قطعنامه را صادر می‌کند، زیرا از بقای صدام حسین احساس خطر می‌کنند، می‌خواهم بگویم سازمان ملل و شورای امنیت و اکثر کشورهای دنیا از رژیم بعثی عراق حمایت می‌کردند و برعکس از ما حمایت نداشتند.

چه دلیلی باعث شد با اینکه عراق انقدر تجهیزات نظامی داشت و ایران هیچ تجهیزاتی نداشت و حتی مشغول درگیری‌های داخلی بود بتواند با عراق مبارزه کند و به پیروزی برسد؟

ارتش ما از نظر آموزش و انضباط و مهارت تخصصی خوب بود، یعنی نیروی زمینی و هوایی که پدافند هم در اختیار نیروی هوایی بود یکی از ارتش‌های قدرتمند منطقه و جهان بود، از حیث آموزش و آمادگی رزمی و انضباط ارتش خوبی بود، بعد از انقلاب اسلامی در انضباط و آموزشگاه و با خروج یکسری از فرماندهان نظامی ما آمادگی ۱۰۰ درصدی خود را در ارتش نداشتیم، ارتش عراق نیز خود را آماده کرده بود، ارتش عراق در این دو سال بعد از انقلاب بحث حمله به ایران طرح‌ریزی و شروع به آموزش و دریافت سلاح و تجهیزات و امکانات از کشورهای مختلف دنیا کردند و خود را ارتقا دادند، ارتش عراق از نظر آموزش و آمادگی رزمی ارتش قوی بود، عملیات طوفان صحرا و حمله عراقی‌ها به کویت و عربستان را دیدید که نیروهای آمریکایی به صورت جبهه‌ای با ارتش عراق مبارزه نکردند یعنی رو در رو با ارتش عراق نجنگیدند کاری که ما ۸ سال مقابل عراقی‌ها کردیم، آنها چندین سال ارتش عراق را دور زدند و پشت ارتش عراق آمدند و توانستند با جنگ روانی و بمباران‌های گسترده عراق را شکست دهند.

ما در هشت سال دفاع مقدس به صورت رو در رو با ارتش عراق جنگیدیم، دید من این است که ارتش عراق ارتش قوی با آموزش و با انضباط بود و ما چگونه باید با این ارتشی که کاملاً به وسیله کشورهای دنیا حمایت می‌شد می‌جنگیدیم، ما اگر می‌خواستیم یک عملیات آفندی انجام دهیم باید تمرکز می‌داشتیم یعنی باید نیروهای خود را از جبهه‌های مختلف به یک جبهه می‌بردیم و تمرکز می‌داشتیم تا یک عملیات آفندی انجام دهیم، همچنین عملیات و تمرکز ما توسط آمریکایی‌ها سنجیده می‌شد و به سران عراق اعلام می‌کردند که احتمالاً حمله بعدی نیروهای مسلح ایران از جبهه میانی یا جنوبی است و آنها خودشان را آماده و صف‌آرایی می‌کردند، ما اطلاعات موثقی داریم که مستشاران خارجی نه از حیث تجهیزات بلکه از حیث طرح‌ریزی عملیات آفندی و مواضع عراقی و میدان‌های مین برای عراقی‌ها کارهایی انجام می‌دادند و این را کاملا در جریان هستیم، اما اتکای ما در هشت سال دفاع مقدس به درون بود، آن مستشاران خارجی که بعد از انقلاب هم بودند در آموزش نیز کوتاهی می‌کردند یعنی تا حدی آموزش می‌دادند، حتی تمرینات و طرح‌ریزی‌ها برای نیروهای دریایی ما در حد گردان‌ها بود بالاتر از آن نبود، این دانش را فرماندهان ما اعم از سپاه و ارتش در سال ۵۹ جمع کردند، یعنی سن و سال‌ها حدود سی بود، این‌ها فرماندهان جوانی بودند که در میدان جنگ آموزش دیدند، یعنی در اثر تجربه‌ای که سال‌ها در عملیات‌ها، در شکست‌ها و پیروزی‌های مختلف کسب کردند و همچنان که سن‌شان بالاتر می‌رفت، تجربه بیشتری به دست می‌آورند، همچنین ما در تحریم بودیم، نیروی هوایی عراق دو یا سه بار نابود شد و دوباره هواپیما گرفت، عراق در آغاز جنگ هواپیماهای خیلی پیشرفته نداشت اما به مرور پیشرفت کرد و هواپیماهای قوی‌تری گرفت که با موشک‌های فرانسوی تجهیز شده بود یعنی با تانک‌های جدید و نیروی جدیدتر یعنی موشک و سلاح‌های شیمیایی پیشرفت کرده بود یعنی نیروی عراق که با ۱۳ ارتش به ما حمله کرده بود، در سال ۶۷ حدود ۵۹ تیپ و لشگر داشت.

عراقی‌ها در سال ۶۷ بالغ بر چندین هزار تانک و چندین هواپیما و بمب افکن شکاری داشتند، اما نیروی هوای ما به دلیل اینکه تحریم بود و قطعات آن پیدا نمی‌شد روز به روز ضعیف‌تر می‌شد، نیروی هوایی آنها روز به روز قوی می‌شد، عراق در طول هشت سال دفاع مقدس هیچ کدام از نیروهای خود را بازنشسته نکرد اما ما بعد از ۲۴ ماه حضور، کارت پایان خدمت را صادر می‌کردیم و سربازها می‌رفتند، فرماندهان در ۳۰ سالگی بازنشسته می‌شدند زیرا احساس می‌کردیم می‌خواهند دنبال زندگی خود بروند، ما در طول سال‌های دفاع مقدس سعی کردیم تمامی قوانین بین‌المللی را رعایت کنیم اما عراق هیچ کدام از قوانین بین‌المللی را رعایت نکرد، از جمله بمباران شیمیایی که در طول دفاع مقدس هر جا عملیات آفندی داشتیم صدام از عملیات شیمیایی استفاده می‌کرد، من از چشم خودم دیدم صدام رعایت نمی‌کرد که بمباران شیمیایی گازهایش به سمت نیروهای به گزارش ایلنا،خودی نرود و فقط می‌خواست این بمب شیمیایی در وسط میدان جنگ روی زمین بخورد، حتی اگر مسیر باد به سمت نیروهای خودی بود، به مردم خود نیز رحم نمی‌کرد، بمباران حلبچه و بمباران شمال-جنوب نشان می‌دهد به ارتش و مردم خود نیز رحم نمی‌کرد اما برای ما اینطور نبود.

نوشته‌های مرتبط

۱۴۰۱-۰۷-۰۴ سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.