سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دنبال ایجاد تمدن نوین اسلامی است

۱۴۰۰-۱۱-۱۴ سیاست

سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دنبال ایجاد تمدن نوین اسلامی است

عضو اندیشکده چرخه نوآوری مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت گفت: نقش رهبری پس از نهایی شدن پیش‌نویس سند در مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به خصوص در مرحله ابلاغ سند به سایر قوا و نهادهای مخاطب سند اهمیت زیادتری می‌یابد به خصوص آن که باید مشخص شود که این سند توسط متولیان در قوای سه‌گانه چگونه اجرا خواهد شد.

دکتر حجت‌الله حاجی حسینی عضو اندیشکده چرخه نوآوری مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به تشریح و تفسیر اهداف و ماهیت این سند پرداخت و گفت: وقتی سند الگو به مرحله اجرا درآمد و وظایف قوا و نهادها مشخص شد، مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت حتما در کنار رهبری، باید فعالیت خود را ادامه دهد و وظیفه نظارت عالیه، بازخورد گرفتن از چگونگی اجرای تدابیر و ارائه پیشنهادات اصلاحی به رهبری را بر عهده داشته باشد.

مشروح این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

*با توجه به اینکه بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران در شعار «جمهوری اسلامی» از نظر تقدم و تأخر، جمهوری را بر اسلامی مقدم می دانستند چرا در نامگذاری اسم مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اسلامی بر ایرانی مقدم نوشته شده است. آیا دوگانه ای در این زمینه وجود دارد یا اسلام و ایران به عنوان ظرف و مظروف ملاک بوده است؟

به نظر بنده جمهوری مقدم بر اسلام است و جمهوری، جامعه و ملت ایران را خطاب می‌کند و اسلام هم دین مردم است. درباره مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اعتقاد دارم که ما یک سرزمین ایران داریم که دین اکثریت مردمش اسلام است و اقلیتی هم دین‌دار سایر ادیان هستند؛ بنابراین من بیشتر می‌پسندم که بگویم ایران اسلامی نه اسلام ایرانی.

قدمت ایران به قبل از ظهور اسلام بر می‌گردد و ان‌شاءالله اسلام و تشیع و آثار آن همچنان در این کشور ادامه خواهد داشت. اگر در نامگذاری سند، ایران را مقدم بر اسلام بدانیم انگیزه بیشتری برای همکاری سایر اقوام و بینش‌های دینی و مذهبی به وجود می‌آید تا ان شاءالله در سال۱۴۵۰ به جایگاه تمدن نوین اسلامی برسیم. ظرف، ایران است و در درون این ظرف، دین اسلام و مذهب تشییع قرار دارد.

*اسلامی ایرانی یا ایرانی اسلامی، تفاوت در چیست؟

تضادی وجود ندارد. وقتی می‌گوییم ایرانی اسلامی منظورمان رویکردی است که گرایش ایرانی داشته و جامعه ایرانی، مذهب اسلام را انتخاب کرده است، وگرنه بین اسلامی ایرانی یا ایران اسلامی تضادی نیست.

*آیا سند الگوی پیشرفت منطبق بر شرایط ایران تدوین شده است یا صرفاً اسلامی است و مناسب برای تمامی کشورهای اسلامی است؟

سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت می‌تواند در بسیاری از کشورهای اسلامی استفاده شود هر چند که در برخی از بخش های مذهبی آن با عقاید اهل سنت تفاوت‌هایی دارد، اما بحث اصلی سند، طرح مضامین و اندیشه های اسلام به همراه تدابیر آن است که برای دستیابی به افق پیشرفت نوشته شده است و برای کشورهای اسلامی نیز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. در واقع سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت برای بهتر زندگی کردن همه مسلمانان باید باشد.

*ماهیت سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت چیست؟ آیا سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، یک کلان‌نظریه یا یک سند راهبردی و یا صرفاً یک گفتمان فراگیر اجتماعی است؟

بحث‌ها و مبانی سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت خیلی عمیق است و یک سند معمولی نیست. سند الگوی پایه‌های ایدیولوژی دارد و فراتر از یک برنامه کوتاه مدت است و دنبال ایجاد تمدن نوین اسلامی است.

*نسبت سند الگوی پیشرفت با تمدن نوین اسلامی چیست؟

سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دنبال ایجاد تمدن نوین اسلامی است که فراتر از برنامه‌های استراتژیک است. البته الزامات اجرای این سند به ادبیات مدیریت روز برمی‌گردد. چون از علم و تجربیات جهانی استفاده کرده اند .

*نظام حاکمیت یا حکمرانی اسلامی در سند الگو چگونه تصویر شده است؟

پیاده‌سازی افق پیش بینی شده در سند، حکمرانی و راهبری حکومتی خاص خود را می‌خواهد. الزامات تحقق این ماموریت و اهداف و تدابیر با شرایط فعلی، شاید ساز و کار صددرصدی نداشته باشد. بنابراین تغییرات زیادی لازم است تا در سال۱۴۵۰ به مرحله کیفی و کمی تدابیر واهداف و ماموریت‌های سند الگو دست یابیم.

*«پیشرفت» در سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، چه تفاوتی با مفاهیم بدیلی مثل توسعه دارد؟

“پیشرفت” و “توسعه” به لحاظ معنی ادبی زبان فارسی در فرهنگ لغات خیلی به هم نزدیک‌ هستند و وجه مشترک زیادی بین آنها از نظر ادبیات وجود دارد.

توسعه ترجمه واژه Development است. پیشرفت و توسعه از نظر معنا و مفهوم تفاوت ‌ماهوی زیادی ندارند، اما از نظر مسائل ارزشی و فرهنگی متفاوت هستند، از آنجا که برنامه‌های ما مبتنی بر مبانی اسلامی است، واژه پیشرفت بهتر از توسعه تداعی کننده این مفاهیم و ارزش هاست‌ و البته در جنبه‌های فرهنگی میان پیشرفت و توسعه تفاوت وجود دارد ، اما در زمینه اقتصادی، مسایل اجتماعی و عرصه‌های زندگی بشری تفاوت زیادی وجود ندارد.

هدف توسعه این است که سعی می‌کند رشدی که کشورها به دست می‌آوردند را متوازن توزیع کند تا همه حوزه‌های مختلف جامعه از دستاوردهای آن بهره‌مند شوند. این مسأله در پیشرفت هم وجود دارد. البته ما مثل غرب فقط نمی‌خواهیم در یک بخش مثلا رفاه و اقتصاد پیشرفت کنیم ، بلکه در پی پیشرفت مادی و معنوی و اخلاقی تواما” هستیم.

انتخاب بین پیشرفت و توسعه خواست و سلیقه حاکمیت است ، تا نشان دهد در پی تولید ادبیات خاص نظام است.البته در سند الگو شاخص‌های توسعه در مقیاس جهانی بخصوص در بخش تدابیر دنبال می‌شود، اما محور و تمرکز سند الگو شاخص‌های کیفی منبعث از مفاهیم اسلامی است.

*نسبت سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و سند الگوی توسعۀ پایدار چیست؟

توسعه پایدار یعنی توسعه متوازن که در آن انسان و جامعه کرامت خود را دارد و به محیط زیست توجه زیادی می‌شود. قبلا بر پیشرفت صنایع ، تولید و فناوری های سودآور بیشتر تاکید می شد، اما الان علاوه برآن تکنولوژی‌ها، ‌صنایعی اولویت دارند که سازگار با محیط زیست باشند و آن را تخریب نکنند.

تا سند الگو پیاده نشود نمی‌توانیم خیلی دقیق بگوییم چه نسبتی با توسعه پایدار دارد، اما در متن سند به کرامت انسانی و جامعه و به نیازهای مادی و معنوی انسان توجه شده است. سند از این جهت نسبت قابل قبولی با الگوی توسعه پایدار دارد.

*با توجه به انبوه اسناد راهبردی و سیاستی فراوان موجود در کشور، چه ضرورتی برای ارائه سندی دیگر مانند سند الگو وجود داشت؟

افق ۵۰ ساله به یک نگاه راهبری کلان و تمدنی نیاز دارد. اگر دنبال تحقق تمدن نوین اسلامی هستیم به چند مسأله اساسی باید توجه کنیم. وظیفه رهبران ترسیم افق‌های دور است ، تا از طریق برنامه‌های مختلف این افق تحقق پیدا کند.

نقدی که به سند الگو دارم این است که در برخی موارد خیلی وارد جزییات شده است. در حالی که در چشم‌انداز پردازی برای۵۰ سال آینده به صورت طبیعی باید به موارد کلان‌تری توجه شود، اما سند الگو به موارد جزیی هم پرداخته است.

در مباحثی که ما در اندیشکده‌های مختلف از جمله اندیشکده چرخه فناوری و نوآوری به آن پرداختیم، شبیه برنامه‌های توسعه است در حالی‌که برای چشم انداز ۵۰ ساله باید به تدابیر کلان پرداخت. ما برای همه چیز تعیین تکلیف می‌کنیم، اما تا جایی که اطلاع دارم در اسناد کلان در کشور ژاپن یا کشور های اروپایی، به چند محور کلان پرداخته می‌شود و وارد جزییات نمی‌شوند.

درباره ضرورت تدوین سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت باید اشاره کرد که در سندهای پنج ساله چشم‌انداز پردازی انجام نمی‌شود و برنامه ها فقط پنج ساله است و خیلی از این برنامه‌ها هم اجرایی نمی‌شود، چون فرآیندهای دست‌یابی به اهداف در نظر گرفته نمی شود، اما سند الگو دنبال افق ۵۰ ساله است. رهبران در چارچوب قانون اساسی، چشم‌اندازهایی را تقدیم می‌کنند، اما برای تحقق این سند باید الزامات و تغییرات لازم ایجاد شود. اگر این تغییرات ایجاد شود، این سند به اهداف خود می‌رسد، در غیر این صورت مثل سایر اسناد بخش کوچکی از آن اجرا می‌شود و سایر بخش‌ها روی زمین می‌ماند.

وقتی سند الگو نهایی و برای اجرا ابلاغ شود، سایر اسناد پنج ساله و ۱۰ ساله باید براساس آن تهیه شوند ، زیرا این سند افق ۵۰ ساله را دیده و سند بالادستی است. لذا نهادهای تصمیم‌ساز و تصمیم گیر نظام باید از این سند ، الگو بگیرند.

*ضمانت اجرای سند الگو چیست؟ چه اقداماتی پیش‌بینی شده تا سند الگو به سرنوشت دیگر اسناد برنامه‌ای کشور دچار نشود؟

الزامات اجرای سند چه از نظر قوانین و چه از نظر نهادی وساختاری را اطلاع ندارم. مشخص نیست فرایند تضمین اجرای سند چگونه است، اما این را می‌دانم که الزامات تحقق سند به تعامل قوا و هماهنگی با رهبری نیاز دارد. من در سند ندیدم که فرایند اجرای سند چگونه خواهد بود.

*جایگاه مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در ساختار مدیریتی کشور کجا است؟

نقش رهبری پس از نهایی شدن پیش‌نویس سند در مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به خصوص در مرحله ابلاغ سند به سایر قوا و نهادهای مخاطب سند اهمیت زیادتری می‌یابد، به خصوص آن که باید مشخص شود که این سند چگونه توسط متولیان در قوای سه‌گانه اجرا خواهد شد.

مقام معظم رهبری حتما تدابیر مناسبی برای رفع این نگرانی و اجرای دقیق سند الگو باید اتخاذ کنند، تا نتیجه یک دهه تلاش و زحمت هزاران ساعت کار کارشناسی به ثمر برسد.

وقتی سند به مرحله اجرا درآمد و وظایف قوا و نهادها در اجرای سند مشخص شد، مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت حتما در کنار رهبری، باید فعالیت خود را ادامه دهد و وظیفه نظارت عالیه، بازخورد گرفتن از چگونگی اجرای تدابیر و ارائه پیشنهادات اصلاحی به رهبری را عهده‌دار باشد. در واقع نقشی مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام در کنار رهبری داشته باشد. به این نقش مرکز الگو نیاز است، زیرا اگر نظارتی نباشد، شاید سند الگو به درستی اجرا نشود. وحتی به مرور زمان فراموش شود.

*نقش اندیشکده ها به خصوص اندیشکده چرخه نوآوری در تدوین، اجرا و نظارت بر تدابیر پیشنهادی و مصوب چیست؟

اندیشکده‌ها به سه دسته مبانی، ارکان و عرصه‌های زندگی تقسیم می‌شوند. دسته اول و دوم بیشترِ کار خود را انجام داده‌اند و به عبارتی فونداسیون را ساخته اند، ولی عمده امورات زندگی انسان‌ها به دسته سوم مربوط است که این بخش به اندیشکده هایی مثل چرخه نوآوری و محیط زیست وامنیت غذا و… مربوط می‌شود. چتر اندیشکده چرخه نوآوری در ادبیات مدرن جهانِ توسعه یافته بسیار فراگیر است. حوزه science و technology زیر مجموعه این بخش قرار می‌گیرد. اهمیت نوآوری هر روز در زندگی انسان بیشتر می‌شود. امروز در دنیا جایگاه نوآوری وسیاست های آن همطراز با جایگاه و سیاست‌های توسعه پایدار است ، یعنی سطح سیاست گذاری های نوآوری همطراز با سطح سیاست‌ گذاری های توسعه پایدار قرار می‌گیرد.

*نظر به اهمیت فناوری‌های و نوآوری‌های نوین همانند هوش مصنوعی، رمزارزها، زنجیره بلوکی و غیره بکارگیری آن‌ها ‌در تدابیر سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و همچنین در فرآیندهای مرکز اقداماتی انجام شده است؟

ما معمولا نیم نگاهی به تجربیات جهانی و نیم نگاهی به مسایل بومی و روش‌های خود داریم و نمی‌توانیم بدون تجربیات جهانی و تعامل علمی و فناورانه با دنیا، سریع جلو برویم. اگر چه بدون آن هم می‌شود جلو رفت اما با هزینه‌های گزاف و گذشت زمان زیاد که البته شکاف‌ها هم پر نمی‌شود. جهان با سرعت جلو می‌رود و هر قدر از این مسیر ورویکرد دور شویم، شکاف و فاصله هم بیشتر می‌شود.

نوآوری یعنی نو و به‌روز شدن تکنولوژی و بهتر کردن شرایط زندگی و رفاه مردم است. برای پیشرفت باید هر سال نوآوری داشته باشیم. این نوشدن در نوکردن تکنولوژی، مسایل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جوامع هم باید دیده شود.

البته شاید ما بتوانیم از نظام‌های نوآوری در دنیا استفاده کنیم ، اما باید محتوای خودمان را در درون آن بریزیم.

وقتی تکنولوژی‌ها قدیمی می‌شوند، مدیریت نوآوری، پلتفرم جدیدی روی آن ایجاد می‌کند. هر چه تکنولوژی جلو می‌رود، نوآوری هم جلو می‌رود. بحث نوآوری در زمینه‌های مختلف زندگی انسان‌ها اهمیت زیادی دارد. بر این اساس موضوع و مسایل اندیشکده چرخه نوآوری هم به همه عرصه‌ها تسری پیدا می کند. حتی رهبری هم در جایی شنیدم که اشاره دارند که در حوزه‌های نظریه‌پردازی علوم ،با توجه به اصول اسلامی از جمله در فقه ماهم باید با توجه به مسایل جدید، نوآوری و تجدید نظر شود و فقهای اسلامی حرف‌های جدید ومتناسب با نیاز امروز بشر بزنند.

این موضوع با بدعت در دین متفاوت است. نوآوری در زمینه فقه، اقتصاد، مسایل دفاعی امنیتی، اجتماعی، آموزشی، سیاسی، فرهنگی و عدالت کاربرد دارد.

نوآوری قلمرو بزرگی دارد و همه عرصه‌هایی که اشاره کردم باید موضوعات خود را نو کنند تا پیشرفت حاصل شود. بدون داشتن نظریات نواورانه و تکنولوژی روز و نوآوری نمی‌توان پیشرفت کرد.

*برای بهبود عملکرد مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و اندیشکده‌های مرکز چه پیشنهادی دارید؟

به گزارش ایسنا، اندیشکده چرخه نوآوری متنوع و تخصصی است. علم مدیریت نوآوری، علم میان رشته‌ای است و وقتی از علم مدیریت نوآوری صحبت می‌کنیم با وسعت زیادی از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی روبرو می‌شویم که باید از نظریات صاحب‌نظران مختلف در کنار اندیشکده چرخه نوآوری استفاده شود که البته این اتفاق در مقطع تدوین تدابیر مورد نظر اندیشکده افتاد. بنده توصیه می‌کنم همین رویه و مسیر در مرکز الگو ادامه یابد و عمق ارتباط اندیشکده چرخه نوآوری با سایر اندیشکده‌ها و حوزه‌های تخصصی در مرکز الگو بیشتر شود.

نوشته‌های مرتبط

۱۴۰۰-۱۱-۱۴ سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.