روح قانون، جسم قانون، روح دین، جسم شرع

۱۳۹۸-۰۳-۲۹ سیاست

محمدرضا مهاجر

شاید کسانی که حقوق خوانده اند با اصطلاح “روح قانون” آشناتر باشند. مراد از این عبارت چنان که دوستان حقوق دان می گویند این است که تفسیر قانون ما را می تواند به نیت قانون گذار برساند.
نمی دانم بی پروایی است یا نه؟ نمی دانم می شود چنین مفهومی را به دین نیز تعمیم داد یا نه؟ ولی نیک می دانم که اگر روحی برای قانون تصور کنیم روح دین‌مان همان سلم و قرب و دوستی و مودت و از همه مهم‌تر ولایت آستان آل‌الله علیهم‌السلام است و کیست که جز این‌ها فرض دیگری داشته باشد؟
حجاب یکی از احکام الهی و لازم‌الاجرا و واجب دین ماست. یک باز دیگر همین سطر را بخوانیم: حجاب یکی از احکام الهی و لازم‌الاجرا و واجب دین ماست.
“یکی” از “احکام”.
یکی از احکامی این قلم به اجرای آن معتقد و مومن است. مثل نماز، روزه، زکات، انجام واجبات و ترک محرماتی نظیر پای‌مال کردن حقوق مظلومین، دزدی، ارتشا و …
اما حداقل امروز فکر می‌کنم حجاب قسمتی از جسم دین ماست. قسمتی مهم اما به هر حال جزئی از جسم.
موضوع اجبار کسانی که به هر دلیلی علاقه، تمایل یا اعتقادی به حجاب ندارند یکی از نفهمدنی‌ترین موضوعات حکومت‌داری کشور ماست.
حفظ حجاب حتما و یقینا چنان‌که امر خداست مزایی دارد که قابل انکار نیست اما اگر جایی جسم، روح را تحت الشعاع قرار دهد تکلیف چیست؟
اصرار به حفظ اجبار حجاب در شرایطی که بخش مهمی از جامعه با این اجبار مخالف هستند دقیقا آن صلح و صمیمیت و هم‌زیستی سلیمی که مورد انتظار روح دین بود است را از بین می‌برد.
فاعتبروا یا اولی الابصار…

نوشته‌های مرتبط

۱۳۹۸-۰۳-۲۹ سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.