نامه‌ای به حجت‌الاسلام(۲)

۱۳۹۸-۰۵-۲۸ سیاست

محمدرضا مهاجر

جناب حجه الاسلام رییسی
سلام علیکم؛
فرشته‌ی مرگ، چون نسیمی پیوسته هم‌واره بر فراز سر و سرنوشت ما در حال حرکت است تا درست در همان لحظه‌ای که نوبت رفتن‌مان می‌شود روح‌مان را قبض کند و ما را به دیدار دار فانی ببرد. همان‌گونه که جان پیشینی‌های ما را ستاند. همان‌گونه که روح پسینی‌ها را خواهد ستاند.
این بنده‌ی کم‌ترین قبل از آن که حضرت‌تان را قاضی القضات یا حجه‌الاسلام یا عالمی ربانی و واصل بدانم، با اجازه‌ی شما، شما را برادر خود می‌دانم که فرمودند: “انما المومنون اخوه”
‌برادرم!
امروز دست روزگار، عبای قضاوت بر دوش شما انداخته است و الحق که این ردا چه خوش دوخته شده بر قامت شما!
چه کسی از شما به‌تر که از احفاد زهرای مرضیه سلام‌الله علیها هستید؟ چه کسی از شما خوش‌الحان‌تر و خوش سیماتر؟ و چه شود اگر این‌ها مضاف به عدالت و حق‌جویی‌تان شود؟
من -ان‌شاالله که به حق- شما را متقی، منصف، عادل و معتدل می‌دانم و امید واثق دارم که رجای بسته شده‌ام به صفات شما، خود حقیقت باشد.
جناب قاضی‌القضات!
دایره‌ی مسائل کشور، چنان‌که حضرت‌تان نیک‌تر از چون منی آگاهید، تماما امنیتی نیست!
این‌گونه نیست که هر کسی وابسته یا نزدیک به جناح خاصی باشد الزاما مشکل امنیتی دارد. این‌طور نیست که فعالان محیط زیست، نویسندگان، روزنامه نگاران، فعالان فضای محازی، مخالفان و منتقدان حاکمیت به انحای مختلف وابسته، نفوذی، جیره خوار، جاسوس یا مشکل‌دار امنیتی باشند.
بله؛ ممکن است کسری از ایشان این داستان‌ها را داشته باشند چنان‌که در تاریخ انقلاب اسلامی در بیوت و دفاتر مراجع و مسئولین و فرمان‌دهان و نمایندگان نیز داشته اند.
پرونده‌های بسیاری از محبوسین و بازداشت شدگانی که به احکام امنیتی یا مشابه آن امروز در بند هستند قابلیت مطالعه‌ی مجدد و اعاده‌ی بازرسی را دارد.
مبادا فجایعی نظیر آن‌چه که در گذشته روی داده است دوباره رخ دهد.
برادر مکرم!
هیچ چیزی مرا و شاید اکثر خلق‌الله را چون برخوردهای دوگانه با معیارهای سیاسی رنج نمی‌دهد. این که یک سخن از فردی طاقت آورده می‌شود و همان سخن از دیگری مستوجب عقوبت می‌شودکام دل‌بستگان به جمهوریت نظام اسلامی را تلخ می‌کند.
این، وقتی زهرتر می‌شود که این حس را متبادر می‌کند که نهادهایی و آدم‌های‌شان مصونیت دارند در مقابل تمامی ارتکاب‌های‌شان، سخن‌های‌شان و عمل‌کردشان.
اوقات‌مان تلخ می‌شود از این که ایشان هر چه بگویند نظرشان است و هر چه کنند تشخیص‌شان و در همان حال، مو از ماست باقی الناس کشیده می‌شود.
آقاسیدابراهیم!
آقایان موسوی و کروبی و خانم ره‌نورد، سال‌هاست که بدون محاکمه، مشغول تحمل حصری هستند که نه پایان‌ش معلوم است و نه کیفیت‌ش!
عجیب نیست که ما خود را پیروان مولایی می‌دانیم که با یک شهروند عادی در یک دادگاه حاضر شدند تا قاضی بین‌شان حکم کند حال آن‌که برخی را از برگزاری یک دادگاه اولیه هم محروم کرده‌ایم؟
آقای قاضی!
اخباری که از زندان‌های کشور ما شنیده می‌شود بسیار هول انگیز است. آیا این سزاست که جوانی در زندان‌های تنهای کشور شیعه‌ی جهان به دست اراذل و اوباش سلاخی شود؟ سزاوار است که وضعیت زندان‌های فشافویه، رجایی شهر، ورامین و … آن طور باشد که به گفته‌ی شاهدان فاقد هر گونه امکانات اولیه از جمله آب آشامیدنی سالم باشد؟
حضرت حجه الاسلام رییسی، برادر مکرم من!
این اخوینی، سیا‌هه ای بود از یک شهروند عادی و از یک هم‌کیش و هم مذهب شما.
چند خطی از باب تذکر از برادری به برادرش در رعایت حق الناس. مروری بر چیزهایی که از شما هم لباس‌های شما آموخته‌ایم.

نوشته‌های مرتبط

۱۳۹۸-۰۵-۲۸ سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.