تخریب ظریف توسط دلواپسان

۱۳۹۸-۱۱-۰۷ اسلایدر

تخریب ظریف توسط دلواپسان

«تخریب» واژه‌ای آشنا برای وزیر امور خارجه است؛ او گاهی به ‌واسطه اظهاراتش در رسانه‌های بین‌المللی و داخلی و گاهی نیز به ‌واسطه نوشته‌هایش در شبکه‌های اجتماعی با هجمه‌ها و حملاتی از سوی جریان‌هایی خاص در داخل ایران مواجه می‌شود که از قضا هر دو خواستار خداحافظی او با دستگاه دیپلماسی در مرحله اول و سپس، تغییر رویکرد سیاست خارجی ایران هستند. در این مسیر آخرین عامل تخریب وزیر امور خارجه اظهارنظری است که نه او اولین گوینده آن است و نه آخرینش.

بهانه‌ای برای بهانه‌جویی

پس از آنکه سردار قاسم سلیمانی با دستور دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده امریکا در فرودگاه بغداد ترور شد، و به شهادت رسید. بسیاری از ناظران از تشدید مخالفت‌ها با سبک و سیاق دولت روحانی در سیاست خارجی سخن گفتند؛ مخالفان گفته‌های‌شان را در شبکه‌های اجتماعی در قالب پلاکارد و بنر به خیابان آوردند و صراحتا حامیان مذاکره برای رفع تحریم‌های ایران همچنین الحاق به لوایح در ارتباط با گروه ویژه اقدام مالی را «خائن»، «خودفروخته» و البته «نفوذی» خواندند اما از آن زمان تاکنون صدایشان چندان شنیده نشد تا اینکه گفت‌وگوی ظریف با هفته‌نامه آلمانی‌زبان «اشپیگل» منتشر شد. وزیر امور خارجه در جریان این گفت‌وگو به پرسشی پاسخ می‌دهد که به‌ عقیده بسیاری از ناظران اصلی‌ترین پرسش افکار عمومی از دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی است؛ «پس از ترور (سردار) قاسم سلیمانی احتمال مذاکره ایران و امریکا منتفی است؟» وزیر امور خارجه ایران در پاسخ به این پرسش همچون گذشته منافع ایران را در اولویت اظهارات خود قرار داده و می‌گوید: «خیر! من هرگز این احتمال را منتفی نمی‌دانم که افراد رویکرد خود را تغییر دهند و واقعیات را بپذیرند. برای ما فرقی نمی‌کند که چه کسی در کاخ سفید حضور دارد. آنچه اهمیت دارد، چگونگی رفتار آنهاست. دولت ترامپ می‌تواند گذشته خود را اصلاح کند، تحریم‌ها را بردارد و به میز مذاکره برگردد. ما هنوز در میز مذاکره باقی مانده‌ایم. آنها طرفی هستند که میز مذاکره را ترک کرده‌اند. ایالات متحده، آسیب بزرگی به مردم ایران وارد کرده است. روزی خواهد رسید که آنها باید این آسیب را جبران کنند. ما شکیبایی زیادی داریم.»

آیا ظریف نکته تازه‌ای بیان کرده

گفته‌های وزیر امور خارجه ایران در پاسخ به پرسش اشپیگل، با نگاه بدون حب و بغض، نه‌تنها مطلب جدیدی در دل خود ندارد؛ بلکه دقیقا همانی است که پیش‌تر مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی به‌ویژه رهبری و رییس‌جمهوری ایران به زبان آورده‌اند. ظریف در پاسخ به این نشریه آلمانی تاکید می‌کند که واشنگتن می‌تواند با لغو تمامی تحریم‌ها به جمع کشورهای ۱+۵ پیوسته و در قالب توافق برجام با ایران گفت‌وگو کند. پیش از او رهبری نیز در جریان دیدار با اقشار مختلف مردم در ۲۶ شهریورماه سال جاری در شرایطی که اخباری مبنی بر احتمال مذاکره دوجانبه روسای جمهوری ایران و امریکا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد منتشر می‌شد، «مذاکره را به ‌معنای نمایش موفقیت فشار حداکثری» امریکا توصیف کرده و همزمان تاکید کردند: «چنانچه امریکا حرف خود را پس گرفت و توبه کرد و به معاهده هسته‌ای که آن را نقض کرده است، بازگشت، آن‌وقت در جمع کشورهای عضو معاهده که شرکت و با ایران صحبت می‌کنند، امریکا هم می‌تواند شرکت کند، اما در غیر این‌صورت هیچ مذاکره‌ای در هیچ سطحی بین مسوولان جمهوری اسلامی و امریکایی‌ها اتفاق نخواهد افتاد نه در نیویورک و نه غیر آن.»

ربات‌ها راه می‌افتند

با این حال دلواپسان با استفاده از اکانت‌های کاربری بعضا ناشناس به گفته‌های ظریف واکنش نشان داده و آن را مغایر با گفته‌های رهبری توصیف کردند. در این مسیر فعالان شناخته‌شده این جریان سیاسی نیز زمین بازی را خالی نگذاشته و در آستانه انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی که به نظر می‌رسد صرفا رقابتی است میان اصولگرایان و اصولگرایان، دوباره همان دوگانه «عزت» و «ذلت» را ایجاد کردند و درحالی مشی حاج قاسم سلیمانی را مشی «عزت» و سبک و سیاق محمدجواد ظریف را مصداق «ذلت» توصیف کردند که بسیاری از تحلیلگران هر دوی این افراد را به منزله دو بال سیاست خارجی جمهوری اسلامی توصیف می‌کنند که در صورت همراهی و همیاری می‌توانند موجبات تامین منافع ملی ایرانیان را فراهم آورند. تمام این توصیف‌ها اما سبب نشد که بعضی از منتقدان دولت از این فرصت ایجادشده برای تخریب ظریف بگذرند. خبرنگار صداوسیما با کنار هم چیدن بخش‌هایی از گفته‌های رهبری کوشید ظریف را مقابل ایشان نشان دهد و علی‌اکبر رائفی‌پور هم، با استفاده از پاسخ رییس‌جمهوری امریکا، به ظریف حمله و تاکید کرد که «سردار سلیمانی محبوب بود چون احیا‌کننده عزت ملی ما بود»؛ ظریف به‌رغم ریزش هوادارانش، به‌زعم موافق و مخالف همچنان در زمره محبوب‌ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی و ازجمله حامیان صلح قرار دارد ولی گویا مخالفان داخلی او که با استفاده از هشتگی خاص، از هتاکی به او هم نگذشتند، بدون توجه به این مساله و بایدها و نبایدهای سیاست خارجی ایران، بر خواسته‌ها و مطالبات خویش اصرار می‌کنند.

وقتی ترامپ سند می‌شود

استناد اصولگرایان و دلواپسان داخلی که بیش از هرکس در ایران بر طبل امریکاستیزی می‌کوبند، به مقامات واشنگتن چه در دولت باراک اوباما و چه در دولت دونالد ترامپ برای تخریب وزیر امور خارجه موضوع جدیدی نیست ولی روز گذشته تناقضی جدی میان این افراد و طیف حامیان دولت در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شد. رییس‌جمهوری امریکا با استناد به بخشی از گفته‌های ظریف به اشپیگل نوشت: «وزیر امور خارجه ایران می‌گوید ایران خواستار مذاکره با ایالات متحده است اما می‌خواهد که تحریم‌ها برداشته شود. نه! مرسی!» این گفته‌های او ازسوی ظریف نیز بی‌پاسخ نماند و او در توییتر خود نوشت: «بهتر است به دونالد ترامپ توصیه شود که پایه سخنان و تصمیم‌های مرتبط با سیاست ‌خارجی خود را به ‌جای سرخط‌های خبری شبکه فاکس‌نیوز یا مترجمان فارسی‌زبانش واقعیت‌ها را در نظر بگیرد.»

با این حال همین اظهارنظر کوتاه ترامپ در نقش پاس گل به مخالفان ظریف عمل کرد و آنان که پیش‌تر او را مقابل سلیمانی قرار می‌دادند، بار دیگر مسیر دیپلماسی را مسیر ذلت توصیف کردند ولی در نقطه مقابل حامیان ظریف و بهبود روابط با جهان تاکید کردند که اساسا در عالم دیپلمات‌ها و سیاست خارجی، دوست و دشمن همیشگی وجود ندارد و آنچه می‌تواند تامین‌کننده منافع ایران باشد، در راس اقدامات مسوولان قرار خواهد گرفت؛ نه خواسته‌های یک جناح خاص که شاید به لحاظ عِده و عُده در اقلیت باشد ولی بخش قابل‌توجهی از تریبون‌ها و رسانه‌ها را در اختیار دارد. در اینجا ضرورت دارد تاکید کنیم همان‌طوری که ظریف در روز رای اعتماد از مجلس نهم گفت خطوط کلی سیاست خارجی کشور را رهبری معلوم می‌کند و همه باید همان را دنبال کنند رهبری در آخرین خطبه‌های نماز جمعه فرمودند ما از مذاکره البته به جز با امریکایی‌ها اِبائی نداریم اما از موضع قدرت و قوت. این سخن را وقتی در کنار تاییدیه‌های مکرر رهبری از گروه دیپلماسی کشور می‌گذاریم می‌بینیم که ایشان نه‌تنها باب دیپلماسی را نمی‌بندند بلکه به‌‌رغم بد‌بینی به عملکرد اروپایی‌ها دستور به تداوم آن داده‌اند. اما آنچه از منتقدان ظریف شنیده شده، بیشتر تخطئه «دیپلماسی» بود تا امریکاستیزی. در این مسیر شاید یادآوری خاطرات علی‌اکبر ولایتی، مشاور فعلی امور بین‌الملل رهبری و وزیر امور خارجه نزدیک به دو دهه جمهوری اسلامی درباره ملاقاتش با «صدام حسین»، رییس دولت بعث عراق، آن هم پس از جنگ تحمیلی و شهادت ده‌ها هزار ایرانی خالی از لطف نیست. ولایتی از صدام به عنوان «جلاد» یاد کرده ولی تاکید می‌کند که این دیدار برای تامین منافع ایران صورت گرفته است. از این‌رو شاید بهتر باشد تخریبگران امروز و احتمالا فردای ظریف، با مرور تاریخ انقلاب بار دیگر منافع ایران را مدنظر قرار دهند، به‌جای منافع فلان حزب و بهمان جریان سیاسی. هرچند که به نظر می‌رسد این جریان و جناح خاص اصل را بر تخریب وزیر امور خارجه‌ای گذاشته که همچون قاسم سلیمانی، خود را «سرباز وطن» معرفی کرده و از این‌رو به هر وسیله و بهانه‌ای، می‌کوشد به نیت خود دست یابد، حتی طرح پیشنهاد «عزل» ظریف آن هم در سخت‌ترین شرایط ایران.

نوشته‌های مرتبط

۱۳۹۸-۱۱-۰۷ اسلایدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.