خدای توپ گرد، خدای زمین چمن، خدای سرزمین همیشه بازنده

۱۳۹۷-۰۲-۱۱ ورزش

محمدرضا مهاجر

بیایید تعارف را کنار بگذاریم و یک بار تاریخ زندگی مان را روراست با هم مرور کنیم.
کی بردیم؟ کجا خوشحال بودیم؟ کی همه مان دست های مان را توی دست هم گذاشته ایم و بالا و پایین پریده ایم از یک جشن درست حسابی؟
بدون فکر بدبختی و بی چارگی های فردا؟
روراست که باشیم این قوم سال هاست خوش نبوده اند. سال هاست خوشی ندیده اند. سال هاست از ته دل شان خوش حال نبوده اند.سال هاست جشن دسته جمعی واقعی نگرفته اند.
سال هاست زیر هیچ پرچمی متحد نشده ایم. سال هاست هدف مشترکی نداریم. سال هاست هم دیگر را دوست نداریم. سال هاست اگر تو قرمزی من آبی فحش ت می دهم. سال هاست اگر تو شیعه ای من سنی فحش ت می دهم. سال هاست توی احمدی نژادی من سبز را فحش می دهی و من رئیسی دوست، توی بنفش را.
پر شده ایم از کینه و دشمنی. نمی توانیم سرزمین مان را، خانه و خاک مان را دوست داشته باشیم و آدم های آن را هم.
تا دل تان بخواهد عزای جمعی را تجربه کرده ایم.
عزای توی خیابان، عزای توی موبایل، عزای توی تلویزیون، عزای پلاسکو، عزای سانچی، عزای کتک کاری توی خیابان ها، عزای باتوم هایی که زدیم و خوردیم.
اما تو ای خدای مهربان!
تو که خدای خیبر و بدر هستی. تو که خدای خرم شهر هستی. خدای کشتی گیرها و فوتبالیست ها و والیبالیست ها و … هم هستی. نیستی مگر؟
مگر قرار نبود کوچه ی ما هم عروسی شود؟
خدایا اوضاع مان خوب نیست. خودت نیک تر می دانی. مردم زیر فشار دلار هفت هزار تومانی و توسری هایی که سال هاست دارند از مسئولین فربه بی عقل بی دین می خورند، له شده اند.
اما تو ارحم الراحمین باش… دست مان را بگیر… بگذار یک صفت دیگر تو را هم بشناسیم… ای خدای توپ گرد، خدای زمین چمن، خدای سرزمین همیشه بازنده…

نوشته‌های مرتبط

۱۳۹۷-۰۲-۱۱ ورزش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.