چاره چیست؟

۱۳۹۹-۰۸-۱۰ سیاست

محمدرضا مهاجر

۱

اوضاع اقتصادی خوب نیست.
کشور رو به ورشکستگی است. مردم هیجان بی پولی دارند. هر روز از ترس آینده گریزی به یک بازاری می زنند. بازاری ها کالاهایی دارند که نمی دانند بفروشند تا امورات بگذرانند یا صبر کنند که مبادا ارزش پول شان کم تر از این شود. کارمندها و کارگرها و حقوق بگیرها سخت فکری شده اند که با این سطح درآمد می توانند چند ماه دیگر زندگی کنند یا نه. مستاجرهایی که سر سال قراردادشان شده باید پول خیلی زیادی روی اجاره بها و یا ودیعه مسکن شان بگذراند و حالا که پول ندارند نمی دانند چه کنند. مالک های خانه ها از وحشت کم نشدن سرمایه شان و ترس از آینده نمی توانند با مستاجرها راه بیایند.
دانش جوها و اهالی علم برای تهیه ی ملزومات شان دچار مشکلات جدی هستند.
دانش جوها و ساکنین کشورهای خارجی، ارز کافی ندارند و برای تحصیل و معیشت شان کم آورنده اند.
بانک ها ورشکسته شده اند. دخل و خرج شان با هم نمی خواند. سودهایی که به مردم متعهد شده اند را از طریق فروش املاک دارند می دهند. تولیدکننده ها نمی دانند چه تولید کنند و به چه کسی بفروشند؟
فضای فاسد رانتی موجب شده است تا نورچشمی ها ارز دولتی و یارانه ای بگیرند و روزاروز جیب شان را پرتر کنند.
نهادهای نظامی و دفاعی وارد اقتصاد شده اند و اجازه تنفس به اشخاص و شرکت های کوچک را نمی دهند. هیچ سرمایه گذار خارجی جگر نمی کند در این اوضاع بلبشوی اقتصادی وارد کشور شود چه برسد به سرمایه گذاری و …
۲
اوضاع اجتماعی خوب نیست.
مردم یا حداقل بخشی از آن ها خواست های فرهنگی و علاقه مندی ایجاد سبک زندگی متفاوتی با بدنه ی حاکمیت دارند. حرف های منطقی شان شنیده نمی شود. مسئولین وارد یک فضای ذهنی کاملا جدایی با توده های مردم شده اند. در دنیایی زندگی می کنند که هر روز به فکر یک بیزنس جدید و خریدن ماشین و ملک جدید و … هستند.
حداقل حقوق شهروندی در این کشور رعایت نمی شود و کسی خودش را مسئول این چیزها نمی داند و …
۳
قوه ی مقننه، قوه ی قضاییه، قوه ی مجریه هر کدام به طریقی نهایت ظلمی که می شود به یک ملت روا داشت را روا داشته اند و درهای نصیحت پذیری را به روی خود بسته اند.
جواب هر انتقادی توهین و تودهنی و برخورد قهری و بازداشت و انتقام گیری است. خفقان شدید زیرپوستی شکل گرفته است به طوری که کسی جرات نمی کند حرفی بزند یا مخالفتی بکند. به سرعت منتقد یا بی آبرو می شود یا دست گیر می شود یا نان شان بریده می شود.
مجلس شورا، جای همه کار شده است جز تقنین و نظارت.
قوه ی مجریه کار خلق الله را واگذاشته است و ول می چرخد.
۴
آیا این اوضاع واقعی کشور ما نیست؟
آیا در این متن سیاه نمایی می بینید؟
اگر می بینید که این سیاهه را نادیده بگیرید و اگر نه واقعا به این فکر کنید که چاره چیست؟

نوشته‌های مرتبط

۱۳۹۹-۰۸-۱۰ سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.