روحانیون و بچه حزب اللهی ها درطول سال،غربی زندگی می کنند؛ ۱۰روز محرم هم سینه زنی می کنند

۱۳۹۷-۱۱-۲۹ فرهنگ

روحانیون و بچه حزب اللهی ها درطول سال،غربی زندگی می کنند؛ ۱۰روز محرم هم سینه زنی می کنند

خبرگزاری مهر با حسن بنیانیان رئیس پیشین حوزه هنری سازمان تبلیغات مصاحبه ای در باره فرهنگ دینی انجام داده است.
بخشهایی از سخنان بنیانیان را می خوانید:
*با وجود معیارهایی که از مبانی دینی خود داریم، همه‌چیز می‌تواند با یک علامت سؤال همراه شود و نتیجه گرفته شود که انقلاب اسلامی موفق نبوده و نظریه حضور دین در سیاست جواب نمی‌دهد! اگر بدون نگاه تاریخی و در نظر گرفتن اقتضائات و مناسبات حیات جدید پیش برویم، می‌شود زود این نتیجه را گرفت؛ نتیجه‌ای که بسیار تلخ و خطرناک است.

*فرض کنید یک روحانی که نماینده رهبری در دانشگاه است، ظهر نماز جماعت برپا می‌کند و می‌بیند در محلی که برای نماز پیش‌بینی کرده‌اند جا نیست و برای مثال ۳۰۰ دانشجو آمده‌اند برای نماز و نمازخانه پر شده است و آن دانشجوها هم از بچه‌های نخبه و تیزهوش هستند و… . این روحانی احتمالا می‌گویند وضعیت فرهنگ خوب است و هر چه منتقدان درباره معضلات فرهنگ می‌گویند سیاه‌نمایی است. اما یک عزیز دیگری که انسان متدینی است در یک بازار مدرن در شمال شهر تهران کار می‌کند و همه انواع مفاسد فرهنگی را در آنجا شاهد است و خودش هم احساس ناراحتی و تنگی می‌کند و می‌گوید همه‌چیز از دست رفته و فرهنگ نابود شده است. یک عزیز دیگری در موضعی است که گزارشات مربوط به اعتیاد را برایش می‌آورند – مثلاً در نیروی انتظامی مسئول جمع‌آوری اطلاعات مربوط به اعتیاد است – او یک نوع قضاوت می‌کند و عزیز دیگری که مسئول فهرست کردن خدمات بچه‌های بسیج در سازندگی و اردوهای جهادی است ، قضاوت دیگری می‌کند.

همه این قضاوت‌ها وجود دارد؛ حتی بعضاً ممکن است اگر اینها در جلسات مشترکی حضور داشته باشند در خصوص قضاوتهای متفاوتشان به هم پرخاش هم بکنند، این یکی به آن یکی بگوید چرا شما سیاه‌نمایی می‌کنید، آن یکی جواب می‌دهد که شما خودتان را به خواب زده‌اید! همه این‌ها مربوط به مشکل کلانی است که امروز مدیریت فرهنگی عالمانه‌ای در کشور نداریم که قدم اولش تعریف شاخص باشد تا بتوانیم سنجش دقیقی در این خصوص داشته باشم و وقتی گفته می‌شود فرهنگ رو به جلو یا رو به عقب می‌رود، بلافاصله بگوییم کجا جلو و کجا عقب می‌رود.

این تعابیر و تفاسیر معمولا با سوءتفاهم‌هایی مواجه می‌شود. مثلا می‌گویند که وقتی اینطور تفسیر شود، این احساس را القا می‌کنیم که گویی ما خودمان فاقد هر گونه نقصی بودیم و صرفا چون دشمن قدرتمندی داشته‌ایم به این شرایط فرهنگی رسیده‌ایم!

نه، ما در داخل هم نقاط ضعف کلیدی داشتیم؛ اما در نظر داشته باشید که قبل از اینکه خودمان و مدیریت جامعه ما متوجه این نقاط ضعف کلیدی شویم، دشمن خودش را اول با حمله نظامی تجهیز می‌کند و یک جنگ نابرابر را به راه می‌اندازد. اما به‌واسطه اینکه حمله نظامی، محسوس است ما بلافاصله به خود می‌آییم و با بازگشت به دین، تبدیل به یک قدرت نظامی قابل قبول می‌شویم که جلوی‌شان می‌ایستیم. به این نکته دقت کنید، این دستاورد مهم انقلاب اسلامی است که هر جا سراغ دین اصیل می‌رویم از آن برای ما قدرت بیرون می‌آید. چون یک دین انحرافی هم در جمهوری اسلامی وجود داشته و دارد که هر موقع سراغ آن می‌رویم رخوت، بی‌حالی، بی‌تفاوتی، بی‌نظمی و «باری به هر جهت بودن» درمی‌آید. در طول عمر جمهوری اسلامی این دین انحرافی وجود داشته و تا همین الآن هم ادامه پیدا کرده است؛ چه بسا بسیاری از مسائلی به نقاط ضعف کلیدی ما تبدیل شده‌اند از دل همین رویه شکل گرفته باشد. من در طول بحث مثالهایی در این خصوص خواهم زد.

*یک دین انحرافی در جمهوری اسلامی وجود داشته و دارد که هر موقع سراغ آن می‌رویم رخوت، بی‌حالی، بی‌تفاوتی، بی‌نظمی و «باری به هر جهت بودن» درمی‌آید. در طول عمر جمهوری اسلامی این دین انحرافی وجود داشته و تا همین الآن هم ادامه پیدا کرده است؛ چه بسا بسیاری از مسائلی به نقاط ضعف کلیدی ما تبدیل شده‌اند از دل همین رویه شکل گرفته باشد

*ما در داخل کشور، از گذشته‌های دور یک نظام تبلیغ دینی داشتیم که سنتاً کار می‌کرد و در گذشته دور هم موفق بوده است و همچنان چون در گذشته می‌اندیشیم، فکر می‌کنیم چون این نظام سنتی در قدیم در انتقال دین موفق بوده، از این به بعد هم موفق خواهد بود. در این راستا شروع می‌کنیم مناسک دینی خود را توسعه می‌دهیم. مناسک دینی در جای خودش بسیار ارزشمند است، چرا؟ چون باعث انتقال باورها و اعتقادات در بستر تاریخ می‌شود. ولی مدیریت فرهنگی یعنی چه؟ مدیریت فرهنگی یعنی تبدیل «باور دینی» به «رفتار دینیِ» درست. تحقق این امر هم با ابزارهای گذشته امکان‌پذیر نیست. این کار با حضور عزیزی که ۵ تا پله روی منبر بالا برود و صرفاً آیه قرآن و حدیث و بعد هم روضه امام حسین(ع) بخواند، امکان‌پذیر نیست؛ این کار، که گفتم در جای خود بسیار نیکو و ارزشمند است، باور دینی را تبدیل به رفتار دینی نمی‌کند. برای رسیدن به آن نیازمند تحولات جدیدی هستیم که هنوز این فناوری را کشف نکرده‌ایم!

*برخی اوقات افراد فاسد را که دستگیر می‌کنند، می‌گویند این همان نبود که هر روز در نماز جماعت می‌آمد؟ این همان نبود که اصرار داشت ما روضه‌خوانی راه بیندازیم؟ این همان نبود که در خانه‌اش روضه برگزار می‌کرد؟ و… . طبیعی است، او حواسش جمع است، چون می‌خواهد فساد کند، شروع می‌کند به‌صورت افراطی یک پوسته دینی را برای خودش می‌سازد و آن را تقویت می‌کند؛ البته همه را متهم نمی‌کنم، خیلی‌ها هم با اخلاص این کار را می‌کنند. ولی این خطر وجود دارد که عده‌ای با کارهای پوسته‌ای و قشری افراطی، کارهای فاسد خود را پشت این پدیده پنهان کنند.
!

* هنوز در ذهن بدنه روحانیت و بدنه بچه‌های متدین ما، یک دین حداقلی وجود دارد که می‌خواهند در طول زندگی غربی زندگی کنند، ولی وجدان مذهبی‌شان ناراحتشان می‌کند و می‌آیند ۱۵ روز مانده به ماه محرم شروع می‌کنند به آماده شدن برای سینه‌زنی و در آن ۱۰ روز محرم خود را تخلیه می‌کنند. اربعین و روزهای دیگر را هم عزاداری می‌کنند و… . ولی محرم و صفر که تمام شد، دوباره به جای اولشان برمی‌گردند.

*برخی نماینده‌های مجلس که مدام غر می‌زنند، برخی دیگر از نمایندگان هم اساساً کاری به کشور ندارند و همه دغدغه‌شان کارچاق‌کنی است، مثلا می‌گویند این پسرخاله ما را رئیس آموزش و پرورش منطقه کنید تا شما را استیضاح نکنم. بعد هم همه دغدغه‌شان این است که چطور از فشار نظارتی خارج شوند.

(نمایش کل : ۳۰ - نمایش امروز : ۱)

نوشته‌های مرتبط

۱۳۹۷-۱۱-۲۹ فرهنگ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.