وقتی اعضای هیات علمی دانشگاهها رانت خواری می کنند

۱۳۹۶-۰۶-۰۷ جامعه

وقتی اعضای هیات علمی دانشگاهها رانت خواری می کنند

سهمیه دانشگاه خوب برای فرزندان اعضای هیات علمی، رانتخواری است
اعتماد نوشت: در دهه‌های گذشته و بنابه دلایلی امتیاز ویژه‌ای برای فرزندان اعضای هیات علمی در نظر گرفته شد که بتوانند جای خود را در دانشگاه‌ها تغییر دهند و به دانشگاه شهر محل سکونت خانواده خود بیایند.

 این امتیاز به جای برخی از کمبودهای مالی بود که در آن دوران نمی‌توانستند تامین کنند. ولی آنقدر مهم بود که اهداف طرح را تامین کند.

ارایه امتیازات و مشوق‌ها در اصل چیز نادرستی نیست ولی در برخی زمینه‌ها می‌تواند ناعادلانه باشد؛ از جمله در رقابت‌های آموزشی. در رقابت‌های آموزشی هر امتیاز و مشوقی باید نهایتا منطق آموزشی داشته باشد. برای نمونه لحاظ کردن امتیازات ویژه برای دانش‌آموزان منطقه ٣ و ٢ نسبت به منطقه ١ درست تلقی می‌شود. این کار می‌تواند قابل دفاع باشد و مطالعات نیز درستی آن را اثبات کرده است. به این معنا که دانش‌آموزی مثلا با رتبه ٢٠٠٠ از منطقه محروم به هنگامی که وارد دانشگاه می‌شود، پس از فارغ‌التحصیلی تقریبا به لحاظ سطح آموزشی و معدل دوران تحصیل، معادل دانش‌آموزی با رتبه ١٠٠٠ از منطقه ١ است. یا حتی برخی از امتیازات دیگر نیز می‌تواند توجیه آموزشی داشته باشد که برای پرهیز از ورود به موضوعات اختلافی از طرح آنها اجتناب می‌شود و باید مطالعات دقیق پاسخ این موارد را بدهند.

با این حال امتیاز برای فرزندان اعضای هیات‌های علمی هیچ توجیه آموزشی ندارد، ولی به علت اینکه دست‌اندرکاران برقراری این امتیاز خودشان ذی‌نفع هستند، در نتیجه به دلایل گوناگون از آن حمایت می‌کنند و توجیهات غیرقابل قبولی نیز ارایه می‌دهند که برای نظام آموزش عالی کشور زشت است. این امتیاز حتی یک بار از سوی دیوان عدالت اداری خلاف قانون شناخته شد ولی دوباره و بلافاصله به نحو دیگری آن را برقرار کردند.

چنین تبعیضی برای نظام آموزش عالی کشور مخرب است. اینکه یک دانشجو با رتبه ۵٠٠٠ در کنکور بیاید کنار دانشجویی با رتبه ١٠٠٠ بنشیند نه تنها به لحاظ آموزشی ایراد دارد، بلکه به لحاظ روحی و روانی نیز زیان‌بار است. در بیشتر مواقع باعث شکست آنان در گذراندن واحدهای درسی می‌شود و در نتیجه به شیوه‌های دیگر برای گرفتن نمره اقدام می‌کنند که این نیز خسارت‌های خاص خود را دارد. از همه مهم‌تر اثرات منفی است که روی سایر دانشجویان می‌گذارد و آنان را نسبت به عدالت در جامعه ناامید می‌کند.

به علاوه استادی که فرزندش از چنین امتیاز ناحقی استفاده می‌کند، چگونه می‌تواند رعایت عدالت آموزشی را در رابطه با سایر دانشجویان در خود نهادینه کرده و به اصول توسعه آموزشی ملتزم باشد؟ اگر وزارت علوم اطلاعات آماری مقطع دانشگاهی مربوط به این افراد را در اختیار قرار دهد می‌توان درستی فرضیات بالا را ثابت کرد.

در توجیه این امتیاز گفته می‌شود که آنان جای دیگران را نمی‌گیرند و صرفا پس از اعلام نتایج می‌توانند تغییر محل دهند. هرچند این مساله ایرادات فوق را رفع نمی‌کند ولی باز هم قابل قبول نیست. اگر ظرفیت یک رشته دانشگاهی ۵٠ نفر است، حتما ۵٠ نفر است و دلیلی ندارد که مثلا ۶٠ نفر شود و ١٠ نفر دیگر از این طریق به آن اضافه شوند. اگر می‌تواند ۶٠ نفر باشد، از ابتدا باید ۶٠ نفر اعلام شود. نه اینکه ۵٠ نفر اعلام شود ولی در عمل ۶٠ نفر پذیرفته شود. یک اتوبوس که ظرفیت ۴٠ نفر دارد نمی‌توان اضافه بر ظرفیت سوار کرد ولی اگر از ابتدا ٣۵ نفر اعلام شده و ۵ نفر هم وسط راهی سوار می‌کنند معلوم است که این کار بازی با کلمات است.
اینکه افراد در پی تامین منافع خود باشند، چیز غیرمعمولی نیست، ولی برای اعضای علمی نظام دانشگاهی ایران پسندیده نیست که از رانتی غیرموجه استفاده کنند. این مساله نه تنها برای نظام آموزش عالی کشور زیان‌بار است، بلکه خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا ناآگاهانه زبان دانشگاهیان و اعضای هیات علمی را در نقد و رد دیگر ساختارهای معیوب و فاسد تضعیف می‌کند. یک علت بی‌تاثیری انتقادها همین‌هاست. در واقع رطب خورده منع رطب چون کند؟ بسیاری از استادان محترمی که به ساختار رانتی کشور اعتراض می‌کنند، تاکنون به این امتیاز غیرموجه نپرداخته‌اند و آن را مسکوت می‌گذارند. متاسفانه باید گفت رانت شاخ و دم ندارد، همین امتیاز یک رانت مهم است آن هم از انواع رانت‌های موذی و زیان‌آور!

نوشته‌های مرتبط

۱۳۹۶-۰۶-۰۷ جامعه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.