از پوپولیسم احمدی نژاد تا نئوپوپولیسم ترامپ

۱۳۹۵-۱۱-۰۹ سیاست

از پوپولیسم احمدی نژاد تا نئوپوپولیسم ترامپ

“آغاز عصر نئوپوپولیسم” عنوان سرمقاله روزنامه اطلاعات به قلم علیرضا خانی است.

در این سرمقاله آمده است:«وقتی می‌خواستم نخستین سخنرانی‌ام را به عنوان رئیس جمهوری انجام دهم و مراسم تحلیف را به جا آورم، حدود یک میلیون نفر آمده بودند. ناگهان قطرات باران آغاز شد. با خود گفتم ای بابا! الان جمعیت متفرق می‌شود، همین که سخنرانی‌ام را شروع کردم باران قطع شد، حتی یک قطره هم نیامد. به محض اینکه سخنرانی من تمام شد،‌ دوباره باران باریدن گرفت»
شاید شباهت خیره‌کننده این سخنان با واقعه موسوم به هاله نور، این شبهه را بوجود آورد که این جملات نیز متعلق به همان چهره وطنی است، اما این، عین جملات دونالد ترامپ رئیس جمهوری پوپولیست ایالات متحده است. در واقعه قبلی نیز وقتی آن چهره وطنی می‌خواست سخنرانی‌اش را اتفاقاً در ایالات متحده آغاز کند، هاله نوری به عنوان حصن و حصار او را احاطه کرد و از هر گزندی مصون داشت.(۱)
ظهور دوباره پوپولیسم، یک رخداد کتمان‌ناپذیر در دنیای امروز است. پوپولیسم، در قرن بیستم عمدتاً در هندوستان و آمریکای لاتین محقق می‌شد اما در قرن بیست و یکم،‌ کشورهای دیگری در اروپا و آسیا و اینک ایالات متحده به آن پیوسته‌اند.
برای پوپولیسم تعاریف متعددی آمده است اما در یک جمله پوپولیسم را «عوام‌گرایی» برای پیشبرد اهداف سیاسی با استعانت از قوه مردم عامه می‌توان تعریف کرد. پوپولیست‌ها سعی می‌کنند عوام را در برابر نخبگان قرار دهند و پشت سرعامه، اهداف سیاسی خود را دنبال کنند.
پوپولیست‌ها چند ویژگی دارند. اول اینکه مردم عامه را در برابر نخبگان قرار می‌دهند. دوم آنکه به عامه معنای مقدس می‌دهند و طوری وانمود می‌کنند که هر چه خواست توده مردم است، حتی اگر عقلایی و کارشناسی نباشد، مقدس است و باید اجرا شود.
سوم آنکه، اهداف سیاسی‌شان را پشت سر حمایت از عوام دنبال می‌کنند. چهارم آنکه وعده‌هایی بلند بالا می‌دهند و به هنگام وعده دادن، به تحقق‌پذیر یا تحقق‌ناپذیربودن وعده کاری ندارند. بلکه معتقدند وعده هرچه بزرگتر باشد، افراد بیشتری را پشت سر سیاستمدار قرار می‌دهد.
ویژگی دیگر پوپولیست‌ها آن است که وعده‌های بلند بالا را، قبل از مشورت با کارشناسان اهل فن، کاملاً ناگهانی اعلام می‌کنند و موجی را در جامعه بر می‌انگیزانند.
نگاهی به وعده‌های انتخاباتی دونالد ترامپ نشان می‌دهد او کاملاً در قالب تعریف پوپولیست می‌گنجد. وعده‌های عجیب و غریب ترامپ، موجی در جامعه آمریکا به راه انداخت و برخلاف تصور آنها که گمان می‌کردند شهروندان آمریکایی تسلیم وعده‌های پوپولیستی یک آدم عجیب و غریب نمی‌شوند، اما این وعده و رفتار حرفه‌ای پوپولیستی بالاخره او را رئیس جمهور ثروتمندترین کشور جهان کرد.
۱ـ ترامپ قول داد که با پیروزی در انتخابات دیواری بلند در مرز مکزیک می‌کشد. دیواری زیبا که از بتن یا استیل ساخته می‌شود و از دیوار چین نیز بلندتر است و یکی از بناهای زیبای جهانی می‌شود. ترامپ گفت که این کار را برای جلوگیری از ورود غیرقانونی مکزیکی‌ها به آمریکا و قاچاق موادمخدر انجام می‌دهد و هزینه‌اش را هم از دولت مکزیک می‌گیرد.
۲ـ ترامپ قول داد که ۱۱ میلیون مهاجر غیرقانونی را از آمریکا اخراج می‌کند و ایالت‌هایی را که این دستور را اجرا نکنند، با کاستن بودجه مجبور به پذیرفتن خواهد کرد.
۳ـ ترامپ قول داد ورود مسلمانان را به آمریکا به شدت محدود می‌کند. در مرحله اول تا بررسی راه‌های اعمال این محدودیت‌، ورود مسلمانان را ممنوع می‌کند.
۴ـ ترامپ قول داد مقامات سابق آمریکا که کارهای غیرقانونی انجام داده‌اند، از جمله هیلاری کلینتون را به دادگاه خواهد کشاند.
۵ـ آمریکا را دوباره با عظمت‌ترین کشور جهان می‌کند.
۶ـ بودجه آمریکا را ۲۰ درصد کاهش می‌دهد
۷ـ رکورد ایجاد اشتغال در آمریکا را می‌شکند و در حدود ۲۵ میلیون شغل در دوره‌اش ایجاد می‌کند.
۸ ـ با سقط جنین مقابله می‌کند و برای آن مجازات وضع می‌کند.
۹ ـ‌ قانون بهداشت و درمان فوق‌العاده‌ای وضع می‌کند.
۱۰ ـ ترامپ وعده‌ داده که تغییرات بزرگی در آموزش و پرورش آمریکا ایجاد خواهد کرد و حتی ممکن است وزارت آموزش را منحل کند.
این وعده‌ها، آشکارا وعده‌های پوپولیستی است. ترامپ می‌داند که مردم آمریکا از مهاجرت غیرقانونی مکزیکی‌ها و توزیع موادمخدر راضی نیستند، بنابراین وعده‌های هیجان‌انگیز را به طور ناگهانی مطرح کرده است. او در نخستین روزهای ریاست جمهوری‌اش دستور ساخت دیوار عظیم را صادر کرده اما طول مرز آمریکا و مکزیک ۳ هزار و ۲۰۰ کیلومتر است و چنین هزینه‌ای، برای آمریکا نیز سنگین است چه رسد به مکزیک. رئیس جمهوری مکزیک که قرار بود به عنوان اولین رئیس جمهوری آمریکای لاتین به ایالات متحده سفر کند، در پی اظهارات عتاب‌آمیز ترامپ مبنی بر پرداخت پول دیوار گفت: مکزیک پول هیچ دیواری را نمی‌دهد. اگر آمریکا می‌خواهد در کشور خود دیوار بنا کند، برود بنا کند. ترامپ تهدید کرد پول دیوار را از وضع تعرفه‌های اضافه بر واردات کالا از مکزیک، درخواهد آورد. رئیس جمهور مکزیک در اعتراض، سفر خود به آمریکا را لغو کرد. نخستین وعده انتخاباتی ترامپ کم‌کم دارد به بحران تبدیل می‌شود. اگر ترامپ بخواهد بر کالاهایی که از مکزیک وارد می‌کند، تعرفه گمرکی بیشتری وضع کند این امر در تضاد آشکار با مقررات سازمان تجارت جهانی۲ است. آمریکا عضو و از بنیانگذاران سازمان تجارت جهانی است و زیر پا گذاشتن آشکار قوانین آن سازمان بین‌المللی، برای آمریکا مشکل ایجاد خواهد کرد.
پوپولیست‌های جهان، رفتارهای کم و بیش واحدی دارند. تفاوت‌های کوچک در رفتارها یا وعده‌ها، بیشتر به خاطر شرایط فرهنگی و سیاسی و اجتماعی کشورهاست.
پوپولیست‌ها سعی می‌کنند معنای عامه را مقدس کنند، بعد خواسته‌های عامه را خواسته‌های لامحاله و تشکیک‌ناپذیر قلمداد کنند. در عین حال به طور مستمر به عامه خط دهند و در پشت آن نیازها حرکت کنند و خود را یگانه برآورده‌گر آن نیازها، که توسط حاکمان پیشین زیر پا گذاشته شده بود قلمداد کنند و نهایتاً موجی بیافرینند و بر آن موج سوار شوند.
یک پوپولیست وقتی بودجه‌ای را صرف یک‌ نیاز توده می‌کند، دیگر کسی یارای آن را ندارد که بپرسد آیا این کار درست است یا غلط؟ آیا راه بهتری برای برطرف کردن نیازها نیست؟ آیا این کار الزاماً بهترین کار از نظر منافع بلندمدت ملی است؟
مقایسه کنید وعده‌های رئیس جمهوری ایالات متحده را با وعده‌هایی که چند سال پیش در کشور خودمان داده شد. رکورد تولید شغل در آمریکا در کنار ایجاد سالانه ۵ر۲ میلیون شغل در سال در ایران (وعده‌ای ‌که بعداً اعلام شد حتی به ۱۰۰ هزار شغل هم نینجامید) تحول در آموزش و حذف وزارت آموزش را با تحول در نظام برنامه‌ریزی و انحلال سازمان برنامه و بودجه مقایسه کنید.
مقایسه کنید خروج ۱۱ میلیون مهاجر از ایالت‌های مختلف آمریکا را با برنامه خروج ۵ میلیون نفر از تهران. وعده زندگی بهتر برای آمریکایی‌ها را با وعده اعطای رایگان یک زمین هزار متری به هر خانواده ایرانی برای ساختن باغ ویلای شخصی. برگرداندن عظمت به آمریکا را با جمله زنبیل گذاشتن کشورهای دنیا در صف برای این که ما به آنها توجه کنیم. رفاه برای آینده مردم آمریکا با بازکردن یک حساب یک میلیونی برای هر نوزاد ایرانی توسط دولت و شارژ این حساب به طوری که در ۱۸ سالگی ۲۰۰ میلیون تومان شود و… الی آخر.
موضوع این نوشتار، مطلقاً سیاسی نیست. موضوع تحلیل شرایط جهانی برای ظهور پوپولیست‌هاست. دولت برلوسکونی در ایتالیا با کنش‌های کاملاً پوپولیستی ۱۱ سال دوام آورد. رفتارهای پوپولیستی را می‌توان در برخی کشورهای اسکاندیناوی و حتی کانادا نیز مشاهده کرد. این موضوع، قطعاً موضوع داغ پژوهش‌های جامعه شناسان سیاسی قرار خواهد گرفت. این که چگونه است که پس از دهه‌ها سیطره نظریه «چرخش نخبگان»۳ ـ که اساساً نظریه غربی است ـ دوباره کشورها به سمت قراردادن توده‌ها در برابر نخبگان حرکت می‌کنند.
توزیع پول، شعارهای عوام پسند و دهان پرکن، رفتارهای رادیکال، حملات لفظی تند و رویای بازگشت به امپراطوری نوستالژیک جای خود را در میان حکومتگران باز کرده است. کنش‌هایی که حتی می‌تواند زیر لایه فاشیستی داشته باشد کما اینکه درباره ترامپ برخی شخصیت‌های اروپایی گفته‌اند که نگران ظهور فاشیسم در آمریکا شده‌اند.
شاید، این در قالب ویژگی‌های جهانی شدن قابل ارزیابی باشد، همان طور که بسیاری از کشورهای ضد آمریکایی، از کوبا تا ویتنام، در روند جهانی شدن، فرهنگ آمریکایی را بازتولید می‌کنند و به آن مبتلا می‌شوند، ایالات متحده نیز در روند جهانی شدن، حرکت به سمت پوپولیسم را تجربه می‌کند و به رغم این که یکی از شعارهای دهان پرکن پوپولیست‌ها در دنیا، مقابله با امپریالیسم است، ایالات متحده به عنوان نماد بارز امپریالیسم، خود به پوپولیسم روی آورده است. بنابراین، پوپولیسم آمریکایی تفاوت‌هایی با پوپولیسم غیرآمریکایی دارد و شاید بهتر باشد نام آن را، «نئوپوپولیسم»۴ نامید.
پی‌نویس
۱ـ حضرت آیت‌‌اله جوادی آملی در پاسخ به روایت آن سخنران که حضوراً برای ایشان ماجرا را تعریف کرد، با آوردن داستانی از صدر اسلام، از قول پیامبر اسلام روایت کرد که: حتی به حیوانات نیز نباید دروغ گفت.
۲ـ سازمان تجارت جهانی یا ‌world Trade ‌organization) WTO) در سال ۱۹۹۵ بنیان گذاشته شد. بر اساس مقررات این سازمان تعرفه‌های تجاری واردات باید دقیقاً تابع قوانین WTO باشد و رفته‌رفته به طرف صفر میل کند. هدف این سازمان، در نهایت، دستیابی به نقل و انتقال کالا در جهان بدون تعرفه تجاری است تا راه برای رقابت کشورهای در حال توسعه و عرضه ارزان‌ترین و با کیفیت‌ترین کالاها در همه جهان باز شود. آمریکا عضو مؤثر این پیمان است.
‏۳ـ «ویلفردو پارتو» جامعه شناس برجسته ایتالیایی(۱۹۲۳ـ ۱۸۴۸) نظریه شناخته شده‌ای در میان اهل سیاست و جامعه شناسی دارد به نام نظریه «گردش نخبگان». این نظریه به اشکال حاکمیت اشاره دارد.پارتو معتقد است که انسان‌ها چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ فکری و اخلاقی با یکدیگر برابر نیستند. در کل جامعه برخی افراد از دیگران بااستعدادترند و شایسته‌ترین افراد هر گروه نخبگان آن گروه را می‌سازند. اصطلاح نخبگان در کاربرد پارتو هیچگونه دلالت اخلاقی ندارد و این اصطلاح تنها بر کسانی اطلاق می‌شود که در هر یک از شاخه‌های فعالیت بشری بالاترین نمره را به دست آورده باشند. پارتو اصطلاح نخبگان را به دودسته تقسیم می‌کند: نخبگان حکومتی که به افرادی اطلاق می‌شود که مستقیم یا غیر مستقیم در حکومت نقش عمده دارند و نخبگان غیر حکومتی که شامل سایر نخبگان از جمله دانشمندان علوم طبیعی است. اما بحث عمده و اصلی پارتو درباره نخبگان حکومتی است. پارتو معتقد بود که تنها در جوامع کاملا باز و با تحرک کامل اجتماعی، نخبگان حکومتی از افرادی ترکیب می‌شوند که از همه بیشتر برای حکومت کردن شایستگی دارند. واقعیت اجتماعی این است که بازدارنده‌هایی چون ثروت،پیوند‌های خانوادگی و… از چرخش آزادانه افراد در مراتب جامعه جلوگیری می‌کنند چندان که آنهایی که عنوان نخبگان را دارند و کسانی که بالاترین درجه شایستگی را دارا هستند کم وبیش از یکدیگر فاصله می‌گیرند. پارتو از تحرک اجتماعی و آزادی مشاغل همگان سرسختانه دفاع می‌کردو همواره نگران بود که مقام‌های نخبه که زمانی در انحصار مردان شایسته بود با گذشت زمان به دست کسانی افتد که فاقد این شایستگی هستند. هرگاه که برعکس سیر چرخش نخبگان متوقف شود توازن اجتماعی به هم می‌خورد وسامان اجتماعی تباه می‌شود. از این منظر، آغاز عصر ترامپ را شاید بتوان پایان عصر گردش نخبگان دانست.‏
۴ – عوام گرایی (عوام فریبی) جدید.

نوشته‌های مرتبط

۱۳۹۵-۱۱-۰۹ سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.



logo-samandehi