مجید انصاری: ارتباط اصلاح‌طلبان با نهاد رهبری و شخص مقام معظم رهبری به حداقل خود رسیده است

۱۳۹۶-۱۲-۲۶ سیاست

مجید انصاری: ارتباط اصلاح‌طلبان با نهاد رهبری و شخص مقام معظم رهبری به حداقل خود رسیده است

مجید انصاری، عضو مجمع روحانیون مبارز گفت: ارتباط اصلاح‌طلبان با نهاد رهبری و شخص مقام معظم رهبری به حداقل خود رسیده است.

متن کامل گفت‌وگو مجید انصاری را در ادامه بخوانید:

*با توجه به اینکه شما عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هستید بحث حضور آقای احمدی نژاد در مجمع مسائلی به دنبال داشته است. آقای احمدی نژاد در این چند وقته حاشیه های زیادی داشتند، به رهبری نامه دادند و خواستار برگزاری انتخابات شده اند و در همین راستا دیگر اعضا برخوردهای تندی با ایشان داشتند و حتی خواستار لغو عضویت ایشان شده اند، اگر ممکن است در خصوص این موضوع صحبت کنید و بگویید که آیا نظر اعضا نسبت به ایشان منفی است و آیا برخی از اعضا به دلیل حضور احمدی نژاد در مجمع حاضر نمی شوند؟

آقای احمدی نژاد با توجه به فراز و فرودی که حضورش در عرصه سیاسی کشور داشت. بعد از آنکه توسط شورای شهر دوم انتخاب شد همواره با حاشیه های مختلفی مواجه بوده است. این روند بعد از ریاست جمهوری وی و اقدامات و مواضعش نیز ادامه داشت. بعد از پایان ریاست جمهوری کمی این روند کند شد اما این روزها با توجه حواشی و پرونده های قضایی اطرافیان و اظهارات ایشان و اطرافیانش درباره احمدی نژاد به یک موضوع خاص در فضای مجازی و یا حقیقی تبدیل شده است.

به هر حال ایشان عضو مجمع تشخیص هستند و طبعا اقدامات اخیر ایشان و به ویژه بعد از انتخابات سال ۹۶ تا امروز حساسیت هایی را هم در سطح جامعه و هم در سطح نخبگان و عرصه سیاسی کشور بر انگیخته اند. در مجمع نیز به طبع حساسیت های ایجاد شده در جامعه برخی از اعضا معترض هستند نسبت به مواضع آقای احمدی نژاد و با توجه به جایگاه مجمع بله این حساسیت در مجمع ایجاد شده و برخی از اعضا نیز نسبت به ادامه حضور ایشان معترض هستند.

*در جلسات مجمع آیا کسی به مواضع ایشان اعتراض کرده است که آقای احمدی نژاد نیز نسبت به آن پاسخ بدهد؟

خیر چنین اتفاقی نیفتاده است. دستور کار مجمع کاملا مشخص است و نوعا یا سیاست های کلی را مورد بحث و بررسی قرار می دهد یا موارد اختلافی شورای نگهبان مورد توجه است. به همین دلیل در جلسات رسمی صحن مجمع که دو هفته یکبار برگزار می شود، فرصت به حدی کوتاه و موارد زیاد است که به موارد حاشیه ای پرداخته نمی شود.

از ابتدای آن و در زمان آقای هاشمی رفسنجانی نیز مرسوم نبوده است که به موضوعاتی غیر از مسائل دستور در مجمع پرداخته شود. شاید گاهی قبل از دستور جلسه کسی موضوعی را مطرح می کند یا خود رئیس محترم مجمع اگر صحبتی در مورد مسائل روز داشته باشند در قبل از جلسه بیان می کند. به همین دلیل در تمام مدت تشکیل مجمع سعی شده است که وارد حاشیه نشود تا بدین طریق مجمع علارغم تکثر دیدگاه های موجود جایگاه و متانت خودش را حفظ کند. این موضوع نیز ابتدا و در حاشیه برخی جلسات مجمع مطرح شده است که در حد طرح مسئله بوده و از کنار آن گذشته است.

*این افراد از طیف اصولگراهای مجمع هستند که سابق حامی آقای احمدی نژاد بودند؟

نمی شود چنین تقسیم بندی کرد چرا که رفتار آقای احمدی نژاد تقریبا مورد اعتراض تمام جریانات است ولی مجمع ورودی به این موضوع نداشته است.

*لغو عضویت باید با دستور مقام معظم رهبری باشد یا در خود مجمع سازوکاری برای این موضوع دیده شده است؟

در مجمع بر طبق قانون اساسی چنین ساز وکاری نیست و همه اعضای مجمع چه اعضای حقوقی و چه حقیقی را مقام معظم رهبری تعیین می کنند. در واقع مجمع تشخیص، کارکرد اصلی خود را مشاوره به رهبری در دو حوزه کلان مدیریت کشور برای تعیین سیاست های کلی و برون رفت از معضلاتی که از طرق عادی امکان حل آن نیست، تعریف کرده است. در مسائلی هم که بین مجلس و شورای نگهبان اختلافی پیش می آید و مجلس بر دیدگاه خودش برخلاف ایراد شورای نگهبان اصرار کند بعد از دو بار رفت و برگشت مصوبه مجلس به شورای نگهبان چنین موضوعاتی به مجمع تشخیص ارجاع داده می شود.

در چنین موضوعاتی بحث مشورت نیست بلکه خود مجمع راسا تصمیم گیری می کند که یا نظر شورای نگهبان و یا نظر مجلس را تایید می کند و گاهی نیز اصلاحی در آن مصوبه انجام می شود. پس بر اساس قانون چون تمام نصب و عزل تمام اعضای مجمع بر عهده مقام معظم رهبری است ساز وکاری در درون آن برای عزل دیده نشده است. البته ما در تمام ادوار مجمع تا کنون هیچ عزلی نداشته ایم، برخی از اعضا تشخیص داده اند که در ادامه کار با مجمع نباشند یا در دوره جدید مقام معظم رهبری تشخیص داده اند افراد جدیدی را جایگزین کنند.

* روزنامه جوان گفته است که عدم حضور سران قوا در مجمع به دلیل حضور احمدی نژاد است آیا شما این موضوع را قبول دارید؟

این یک گمانه زنی است و برخی از اعضای مجمع نیز چنین موضوعی را مطرح کردند. من از خود سران سه قوه چنین چیزی را نشنیده ام و به طور رسمی نه خودشان و نه دفترشان در این مسئله چیزی بیان نکرده اند. من نمی دانم واقعا چنین مسئله ای هست یا خیر بلکه بیشتر حدس و گمان رسانه ها است. اگر چنین موضوعی باشد باید خود سران سه قوه رسما تایید یا رد کنند.

در این چهار دوره که من در مجمع بوده ام اعتقادم بر این بوده است که به دو جهت حضور در مجمع برای اعضا مهم است. یکی اینکه جایگاه مجمع یک جایگاه ویژه و برجسته است. به هر حال مجمع یک نهادی است که بعد از تجربه ده ساله نظام در بازنگری قانون اساسی، حضرت امام احساس کردند که هم برای شکستن بن بست ها در روند قانون گذاری و اختلاف میان شورای نگهبان و مجلس و هم برای حل معضلاتی که ظرفیت های عادی نظام قادر به حل آن نیست باید چنین جایگاهی تعریف شود.

همچنین برای تعیین سیاست های کلی نظام به دلیل تغییرات هر چهار سال یکبار ریاست جمهوری و مجالس لازم و ضروری بود چرا که به دلیل تغییر دولت ها ما شاهد بودیم که برنامه های میان مدت و بلند مدت برای ثبات و اجرا نیاز به سیاست گذاری های کلان دارند تا هم مردم خودمان و هم دیگر کشور ها تکلیفشان را با جمهوری اسلامی بدانند. به همین دلیل در بازنگری قانون اساسی تعیین شد که رهبری با زمان بندی مشخص سیاست های کلی نظام را تدوین کنند.

چون سیاست های کلی در حقیقت یکسری قوانین لازم الاجرای بالا دستی هستند و به عبارتی سیاست های کلی قواعد الزام آوری هستند پایین تر از قانون اساسی و بالاتر از قوانین عادی. خود سیاست کلی مفهوم قانون به معنای اصطلاحی کلمه ندارد بلکه ریل گذاری های اساسی است تا قوانین کشور و مقرارات نظام در این ریل گذاری وضع بشوند و کشور از برنامه های با ثباتی برخوردار بشود. در همین راستا بود که مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان بازوی مشورتی رهبری تعیین شد.

بنابراین حضور در یک چنین جمعی که تصمیماتش برای طولانی مدت بر کل کشور حاکم است، اقتضا می کند که اعضا به طور جدی در این مجمع حضور داشته باشند. ما می بینیم که هیات دولت هفته ای دو جلسه حضور دارد و قوه قضایی حداقل یک جلسه در هفته با مسئولین قوه قضاییه تشکیل می دهد و در مجلس شورای اسلامی سه جلسه رئیس مجلس حضور دارد. در حالیکه درون مجمع تشخیص هم اهمیت واقعی آن و هم اثر گذاری طولانی مدت این مجمع بیش از تصمیمات در سه قوه کشور است. از این جهت بهتر آن است که سران سه قوه در این جلسات شرکت کنند چراکه نظرات سه قوه به شدت حائز اهمیت است چرا که رئیس جمهور، رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه نظرات کل سه قوا و زیرمجموعه های آن را در این جلسات بیان می کنند.

در گذشته هم حداقل روسای قوه قضاییه و مقننه حضور پیدا می کردند و رئیس جمهور به دلیل مشغله کاری زیاد کمتر شرکت می کردند و در گذشته هم رئیس جمهور دو تا سه مرتبه در سال در این مجمع حاضر می شدند به ویژه اگر موضوعات مهمی در دستور کار مجمع قرار داشته باشد. اما در دوره جدید متاسفانه برخی از روسای سه قوه اصلا در مجمع شرکت نکرده اند و برخی هم یکی دو جلسه بیشتر شرکت نکرده اند و متاسفانه این موضوع تبدیل به رویه شده است و این موضوع شایسته جایگاه مجمع تشخیص نیست.

نکته دیگر بحث حرمت نهادن به حکم عالی ترین مقام کشور است، من خودم شخصا از روزی که حکم عضویت در مجمع برای من صادر شده است به خودم قول دادم که کار در مجمع را بر هر کاری ترجیح دهم. چه زمانی که در مجلس رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و یا رئیس کمیسیون تلفیق بودم این ارزش را برای مجمع قائل بودم و چه زمانی که در دولت به عنوان معاون رئیس جمهور خدمت می کردم، برنامه های خودم را به شکلی تنظیم می کردم که جلسات مجمع را حتما شرکت کنم.

حضور سران سه قوه در مجمع باعث فعال شدن مجمع هم خواهد شد خصوصا اینکه در دوره جدید که رهبر معظم بر اعمال نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی تاکید مضاعف کردند و باید چنین باشد. برای مثال در سند چشم انداز که سال ۸۴ در دولت و مجمع تدوین شد و ابلاغ شده است، می بینیم که متاسفانه در بسیاری از شاخص های سند چشم انداز ما یک عقب گرد داشته باشیم، درحالیکه که یک سند افتخار آمیزی بود که می توانست جهت کشور را مشخص کند و یا سیاست های اقتصاد مقاومتی که دولت به حمد الله پیگیری می کنند، از جمله کارهای بزرگ کشور است. لذا نظارت کردن بر حسن اجرای این سیاست ها و عملیاتی شدن آن بیشتر مورد اهتمام است و از این نظر هم شرکت سران سه قوه می تواند، تاثیر مضاعف داشته باشد.

*سبک مدیریت آیت الله هاشمی شاهرودی چقدر با سبک مدیریتی آیت الله رفسنجانی متفاوت است؟

طبعا هر دو نفری که تصور کنیم، تفاوت هایی در نحوه مدیریت آنها وجود دارد. هنوز مدت زیادی از مجمع نگذشته است و چند جلسه بیشتر نداشته ایم و مسائل چالشی مهمی نداشته ایم که بتوانیم ارزیابی دقیق داشته باشیم. آیت الله شاهرودی قبلا هم عضو مجمع بوده اند و چه در زمان ریاست قوه قضاییه و چه در دوره های دیگر در جلسات بصورت فعال هم شرکت می کردند، ایشان دارای چارچوب فکری نظام مندی بوده اند و از گذشته نیز به فعالیت های جمعی و حزبی آشنا هستند، به همین دلیل در جریان ریز و درشت مسائل کشور بوده و هستند.

لذا در مجمع تشخیص آیت الله شاهرودی هم شخصیت علمی و هم سوابقشان و هم متانتشان قابل قبول است. همانطور که گفتم هنوز مدت زیادی نگذشته است و مسائل چالشی هم نداشته ایم، ولی هم ایشان با متانت برخورد می کنند و هم اعضا حرمت ایشان را دارند.

از سوی دیگر می توان گفت که خود آیت الله هاشمی موسس مجمع تشخیص بوده اند، وقتی که ایشان رئیس مجلس بودند، بن بست هایی که بوجود آمد راهکارهایی به امام پیشنهاد کردند و برای حل مسئله قانون گذاری و ورود موضوع مصلحت به عرصه تصمیم سازی های کشور بسیار موثر بود. پیشنهادهای ایشان موجب شد که موضوع را خود امام به شورای نگهبان ارجاع دادند و نهایتا در زمان خود امام با پیگیری های هاشمی رفسنجانی مجمع تشخیص مصلحت نظام تاسیس شد و بعدا در بازنگری قانون اساسی این موضوع دیده شد. پس سوابق آقای هاشمی رفسنجانی در این موضوع کاملا شفاف و ممتاز است.

اساسا سبک مدیریتی آقای هاشمی رفسنجانی سبک منحصر به فردی بوده است و مثال های بزرگی از توان مدیریت ایشان در مناسب مختلفی مانند ریاست جمهوری، فرمانده کل قوا، در خبرگان و مجمع وجود دارد. خوشبختانه آقای هاشمی یکی از خصوصیات خوبشان نهاد سازی بود و در مجمع نیز نهادسازی هایی انجام دادند مانند دبیرخانه و سازوکارهای کمیسیون ها و … که این نهادها یک حرکت مثبت و روبه جلو در مجمع ایجاد کرده اند. لذا کار آیت الله هاشمی شاهرودی، در ادامه این روند خواهد بود، ضمن اینکه در این دوره جدید به دستور مقام معظم رهبری مرکز مطالعات استراتژیک منحل شد و یکسری تحولات در دبیرخانه و سبک کار مجمع ایجاد شده است، نظارت در گذشته یک فرایند طولانی داشت که کارآمد نبود و ما بارها در لوایح و طرح های اولویت دار یا لوایح برنامه و بودجه با مشکل نظارت روبرو می شدیم.

در روال گذشته وقتی مسئله در کمیسیون نظارت بررسی می شد و بعد در صحن مجمع مطرح می شد و در نهایت به مجلس ابلاغ می شد و در این روند عملا مهلت های قانونی قانون اساسی می گذشت و نظارت ها کم اثر و یا بی اثر بود. در این دوره به دستور مقام معظم رهبری بجای مجمع هیات عالی به انتخاب خود اعضای مجمع تشکیل شد تحت عنوان هیات نظارت که این هیات به صورت مستقیم نظارت می کنند. لذا پیش بینی من این است که در دوره جدید و تحت مدیریت آیت الله هاشمی شاهرودی بحث نظارت مجمع تقویت خواهد شد.

*تصور بر این است که در مجمع همه بحث ها بسیار آرام پیش می رود، آیا خاطره ای دارید که در چالش خاصی اعضا بلند صحبت کرده باشند و بحث ها داغ شده باشد؟

اولا در مجلس تعداد ۲۹۰ نفرهستند و در مجمع ۴۷ نفر عضو داریم. تریبون مجلس باز هست و مذاکرات علنی پخش می شود و نمایندگان در زمان صحبت مخاطبشان بیشتر مردم و حوزه انتخابیه آنها است چرا که بالاخره باید موکلین خودشان را راضی کنند و ذات مجلس همین است. ولی در مجمع اینجور نیست و یک جمع نخبه مصلحت اندیشی هستند که فارغ از فضای سیاسی باید تصمیم بگیرند و لذا مذاکرات مجمع علنی نیست. حوزه موضوعات در مجمع نیز محدود است و جایی برای مطرح کردم مسائل جناحی و سیاسی نیست. به همین دلیل مباحث در مجمع به صورت علمی، تخصصی و منصفانه انجام می شود. البته مجمع می تواند الگویی باشد برای سبک کار حتی در مجلس تا تفاهم ملی و منافع ملی تضمین شود. در طول این ۱۶ سال که من در مجمع بوده ام گاها اتفاق افتاده است که در موضوع خاصی فرد اصلاح طلب با اصول گرا و فرد مستقل با هم همراستا شده اند و یک پیشنهاد ارائه شده که بقیه دفاع کرده اند. ضمن اینکه موضوعات در مجمع قبل از بیان در کمیسیون ها مورد کارشناسی قرار می گیرد و در مجمع نتایج کارهای کارشناسی مطرح می شود.

البته گاهی موضوعات بسایر چالش برانگیز بوده اند و برای مثال بحث یارانه ها و یا نحوه تعامل اقتصادی با دنیا و یا سرمایه گذاری خارجی و یا سیاست های کلی اصل ۴۴ که پایانی بر مجادلات سه دهه انقلاب میان دو جریان فکری اقتصادی بود از جمله مسائل چالشی این مجمع در زمان حیاتش تا کنون بوده است. در این موضوعات گاهی در مصادیق اختلاف نظرهایی بود ولی تمام این موارد اختلاف نظرهای کارشناسی بود و نهایتا وقتی که مجمع به جمع بندی برسد ما با رای قاطع تصمیم گیری می کنیم و کمتر با رای برابر در مجمع روبرو شده ایم. اگر در مواردی مشاجراتی نیز در مجمع صورت می گیرد، از نوع مباحثات طلبگی است و ابدا سبقه و رنگ سیاسی به معنای خاص کلمه ندارد.

*یکی از مواردی که مردم انتظار دارند مجمع سریعتر ورود کند بحث مجلس شورای شهر یزد و آقای سپنتا نیکنام است. تصمیم مجمع برای این مورد چیست؟

این موضوع اخیرا به مجمع ارجاع شده است. هفته گذشته که من از آقای محسن رضایی دبیر مجمع پرسیدم گفتند: «این موضوع به کمیسیون تخصصی ارجاع داده شده است». تا آنجا که من مطلع کمیسیون هم یک جلسه جدی و بحث های مهمی در این خصوص داشته اند و در میان مجمع هم دو دیدگاه راجع به اصل شورای نگهبان وجود دارد که اگر این موضوع حل شود، طبعا مشکل ایشان نیز حل خواهد شد.

ظاهرا بحث کمیسیون هنوز تمام نشده است و چون در آخر سال هستیم فکر کنم موضوع به بعد از تعطیلات ارجاع می شود. ولی مطمئنا بعد از عید کمیسیون گزارش خود را به مجمع خواهد داد، چون طبق آیین نامه داخلی مجمع، کمیسیون ها مکلف هستند که نتیجه بررسی خود را به صورت واضح یعنی رد یا قبول موضوع به مجمع بدهند و مجمع نیز در مورد آن بحث خواهد کرد. من شخصا در مورد این موضوع اعلام نظر کرده ام و به نظرم اشکالی بر حضور اقلیت ها در شورای شهر وارد نیست ولی به هر حال این موضوع باید در مجمع به بحث گذاشته شود و امیدواریم که تصمیم مناسب گرفته شود.

در این مسئله عده ای از علما در موافقت با نظر شورای نگهبان صحبت کرده اند و برخی از علما نیز در موافقت با نظر مجلس صحبت کرده اند. این بستگی به این دارد که چطور به موضوع نگاه کنیم. نظر فقها به این مسئله نیز کاملا متفاوت است من شخصا بر روی این موضوع هم از نظر حقوقی و هم از نظر فقهی کار کرده ام و به نظرم قبل از آنکه مصلحت را به چه چیز بدانیم، اصل موضوع بدون اشکال است.

از وجهه مصلحت هم من شک ندارم که مصلحت نظام و کشور در این باشد که هموطنان عزیر اقلیت ما مانند مسلمان ها در شوراها مشارکت داشته اند همانطور که در سی و نه سال گذشته این اتفاق افتاده است و نه تنها این کار هیچ مشکلی نداشته است بلکه الگوی مناسبی از همزیستی برادرانه همه اقوام ایرانی به حساب می آید. این الگوی موفق مناسب را نباید مخدوش کنیم.

*برخی از نمایندگان به شوخی یا جدی می گویند از مخالفت با آیت الله جنتی می ترسند بخاطر رد صلاحیت ها، شما در مجمع چنین حسی ندارید؟

در مجمع اصلا چنین فضاهایی وجود ندارد. حتی بارها موضوعاتی در مجمع بحث شده است که چه در قوانین و سیاست های کلی، مقام معظم رهبری در آن مسئله نظری را ابراز کرده اند و دیدگاهی را گفته اند، بارها دیده ایم که در مجمع شخصی نظری داده است که خلاف نظر رهبری بوده است و بعضی از اعضا اشکال کرده اند که این صحبت ها خلاف نظر مقام معظم رهبری است. هم آیت الله هاشمی و هم اکثریت اعضا و هم در ملاقات ها با مقام معظم رهبری گفته شده است “مجمع در مقام مشورتی نظر خود را بدهد، حتی اگر در جایی اعضای مجمع و یا اکثریت اعضا احساس کنند که نظرشان با نظر ابتدایی و قبلی رهبری مخالف است”. چون ما در مقام مشورتی هستیم، مشاور باید امانت دارانه نظر مشورتی خودش را بدهد.

اگر قرار باشد مشاور چیزی را بگوید که طرف مشورت قبلا گفته است یا می پسندد این از دایره مشورت ناصحانه و مشفقانه خارج شده است. لذا همیشه از این استقبال شده است که مجمع نظراتش را با آزادی کامل بدهد و بارها اتفاق افتاده است که اعضای شورای نگهبان نظری داده اند ولی وقتی که در مجمع آمده اند بنا به مصلحت نظر دیگری داده اند. برای مثال فرض کنید، قرارداد اقتصادی استفاده از تسهیلات خارجی در مجلس تصویب می شود و شورای نگهبان در نظر اولیه خود می گوید، چون نظام قضایی آنها با نظام قضایی ما سازگار نیست خلاف شرع است که ما همکاری داشته باشیم، اما وقتی که در مجمع بحث می شود، معلوم است که کشور ما نمی تواند با دنیا قطع رابطه کند و جذب این تسهیلات نیز به نفع کشور ما است و در نتیجه مصلحت کشور در پذیرش این موضوع است و خود اعضای شورای نگهبان هم قانع می شوند و از باب مصلحت رای می دهند. در مجمع هیچ رودربایستی نه نسبت به یکدیگر و نه نسبت به قوای دیگر و نه حتی نسبت به نظر اولیه رهبری وجود ندارد. البته در موضوعات مهم و معضل نظر ما کاملا مشورتی است و خدمت رهبری که رفتیم، اگر این نظر مشورتی را مناسب دانستند ابلاغ می کنند و در غیر این صورت ممکن است آن را تغییر دهند. اما تجربه نشان داده است که بیش از ۹۰ درصد از سیاست گذاری های مجمع عینا از سوی رهبری ابلاغ شده است و بعضا تغییرات هم کاملا تکمیلی بوده است.

*بحث شورای نگهبان پیش آمد، در سال ۸۸ برخی از اصلاح طلبان بحث مهندسی انتخابات را مطرح کردند و الان می بینیم که آقای احمدی نژاد نیز حرف از مهندسی انتخابات می زنند آیا این دو حرف یکی است یا موضوع متفاوتی مطرح شده است. اساسا مهندسی انتخابات به چه معنی است؟

من قصد ندارم در موضوع ۸۸ ورود کنم چرا که ورود به این موضوع در شرایط فعلی خیلی به مصلحت نیست. اما به نظر من آنچه که آقای احمدی نژاد مطرح می کنند با آنچه که بعضا به نواقص نظام انتخاباتی کشور وارد می شود، کاملا متفاوت است. چون خود من بر روی قوانین انتخابات ایران بسیار کار کرده ام و بارها کاندیدای خبرگان، مجلس بوده ام و هم تجربه عملی و هم تجربه حقوقی در این موضوع دارم.

قطعا قوانین انتخاباتی ما نواقص جدی دارد. نظام انتخاباتی ما ضمن اینکه افتخار آمیزاست و نظام ما مردم سالار است و اتکای آن به آرای مردم است اما قوانین انتخاباتی ما نیاز به تکامل و اصلاح دارد. از دید من عدم ضابطه مندی نظارت بر انتخابات در موضوع استصواب یک نقص بزرگی شده است که موجب تضییع حقوق دو جانبه می شود که یا افرادی بی جهت تایید می شوند که شاخص های صلاحیت سمت را ندارند و یا افرادی بی جهت رد صلاحیت می شوند که تضییع حقوق آنها و مردم می شود. به نظر من حتما باید قوانین انتخاباتی را اصلاح کنیم، این روش رای گیری سنتی و شمارش سنتی آرا و تجمیع آرا به شیوه سنتی به شدت آسیب پذیر است که وقت مردم را هم می گیرد و دیدیم که در انتخابات ۹۶ نیز چند میلیون نفر نتوانستند در انتخابات شرکت کنند.

به عقیده من در سال ۸۸ اگر برخی از این قوانین انتخاباتی اصلاح شده بود و شاهد تخلفات بزرگ از قانون نبودیم چه بسا شاهد آن حوادث نبودیم. هر زمان بحث اشکالات نظام انتخاباتی می شود بلافاصله فرضیه تقلب مطرح می شود در صورتی که به نظر من تخلف قبل از تقلب است و تخلف ممکن است همان اثر تقلب را داشته باشد و به همین دلیل رعایت قوانین و رفع نواقص قوانین انتخاباتی ضروری است.

سیاست های کلی انتخابات را مجمع تشخیص تصویب کرده و ما آن را خدمت مقام معظم رهبری فرستاده ایم و با اصلاح قوانین مبتنی بر سیاست های کلی این نواقص برطرف می شود و اساس امکان تخلف از قوانین باید از بین برود. یکی از خلاهای نظام انتخاباتی ما عدم حضور احزاب واقعی فراگیر در کشور است، برای معرفی کاندیداهای صالح و ارائه تبلیغات سالم و نظارت برکاندیداها و همچنین حمایت علمی و تخصصی بعد از انتخابات به این احزاب نیاز داریم. ما این سازوکارها را نداریم و لذا این مشکلات را هم در مجلس و هم در ریاست جمهوری می بینیم. بنابراین چیزی که امروز آقای احمدی نژاد به عنوان مهندسی انتخابات بیان می کنند را من نمی دانم مقصودشان چیست ولی قطعا ایشان در مناظره ها و انتخابات تخلفات بزرگی را مرتکب شدند و به نظر من آن تخلفات منجر شد که فرهنگ تعامل سیاسی و اخلاق سیاسی تخریب شود و به دلیل همین تخلفات بی حساب وعده دادن، حرمت شکنی و اتهام زنی در انتخابات مرسوم شود و مهمتر اینکه به دلیل این تخلفات عدم پاسخگویی به وعده ها نیز در کشور باب شد. به نظر من اگر در کشور سازوکار مناسب بررسی این موضوعات وجود داشت و اگر حسابرسی و پاسخ خواهی در یک نظام حزبی منسجم در کشور وجود داشت امروز در احزاب و گروه هایی که ایشان را برای ریاست جمهوری و یا شهرداری تهران معرفی کردند می توانستیم پاسخ خواهی و حسابرسی داشته باشیم.

ایشان امروز چیزهایی را مطرح می کنند و حتی از رهبری مطالبه می کنند که بانی و یکی از عوامل اصلی شکل گیری این نارسایی ها شخص خود ایشان بودند. پس امروز فرار به جلو کردن و شعارهای اصلاحی بزرگتری بیان کردن برای پنهان عملکرد خودشان است و درواقع این شعار ها شبیه همان شعارهای انتخاباتی است که همه پیش بینی می کردند چنین شعارهایی مشکل ساز خواهد شد.

به همین جهت گفتم نمی خواهم به مسائل سال ۸۸ ورود کنم چرا که اگر زمانی به این مسائل ورود کنیم بسیاری از کسانی که در آن سال مجازات شدند در واقع مجازات پیش بینی دقیق خودشان را دادند. یک مورد در خصوص بی اثر بودن تحریم ها یا عدم امکان وضع تحریم بر کشور در آن زمان مطرح شد و دیدیم که تحریم ها یکی بعد از دیگری بر کشور تحمیل شد و آثار مخرب اقتصادی و معنوی و دورزدن تحریم ها و سواستفاده ها و دزدی های کلان از نتایج این رویکرد بود. همین یک پرونده اگر بررسی می شد ایشان امروز نباید مدعی می بودند و در موضع متهم باید پاسخگوی این عملکرد خود باشند.

*یکی از سوالهایی که مردم می پرسند این است؛ چطور آقای احمدی نژاد در سال ۸۴ که شهردار تهران بود از رجل سیاسی به حساب آمد اما در سال ۹۶ بعد از دو دوره ریاست جمهوری به عنوان رجل سیاسی تشخیص داده نشد؟

این مسئله هم مربوط به نواقص نظام انتخاباتی ما می شود و ما قانونی تا این لحظه نداریم که مشخص کند رجل سیاسی کیست و نحوه تشخیص آن چیست. کما اینکه این مسئله در رابطه با نمایندگان مجلس هم وجود دارد و در آنجا گفته می شود نماینده مجلس باید التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه داشته باشند. جمع کثیری از نیروهای اصیل انقلاب، ایثارگران، خانواده شهدا و مدیرانی که چند دوره وزیر بوده اند و نماینده مجلس بوده اند و یا حتی قاضی شاغل در کشور را می بینیم که برای مجلس کاندید شده اند و با عنوان عدم التزام به اسلام رد صلاحیت شده اند. این موارد نشان می دهد که قوانین ما نقص دارد. همچنین در مورد عدم التزام به ولایت فقیه هیچ ضابطه ای وجود ندارد.

برای مثال گفته می شود فلانی یک سخنرانی کرده است که به فلان نهاد منصوب از رهبری انتقاد کرده است پس انتقاد به نهاد رهبری همان انتقاد رهبری و این به معنی مخالفت با رهبری خواهد بود و در نهایت مخالفت با رهبری نیز به معنی انکار ولایت فقیه است. یعنی یک سلسله از موارد را به هم می چسبانند و می بینیم نماینده ای که چهاردوره در مجلس بوده و عضو خانواده شهدا هم هست از اساس رد می شود به بهانه عدم التزام به ولایت فقیه و اسلام که این موارد تبدیل به طنز تاریخی شده است.

*شما هم در انتخابات خبرگان چنین موردی را تجربه کردید. عضو خبرگان بودید و بازهم از شما درخواست شد که امتحان بدهید.

بله من هم یکی از همین مصادیق هستم که بعد از هشت سال عضویت گفتند باید دوباره امتحان بدهید. این موارد نشان می دهد که رفتار انتخاباتی برخی از نهادها به هیچ وجه در شان جمهوری اسلامی و منطبق با مردم سالاری و دموکراسی نیست.

در انتخابات خبرگان، اعضای محترم شورای نگهبان هم خودشان کاندیدا هستند و هم ناظر و مجری انتخابات هستند که می خواهند از رقبای خودشان امتحان بگیرند. در همین انتخابات اخیر شورای نگهبان شش فقیه و یک حقوقدان کاندیدای خبرگان بودند که خودشان می خواستند صلاحیت رقبای خودشان را تایید کنند و امتحان بگیرند و خودشان هم باید انتخابات برگزار شده را تایید یا رد کنند و چه بسا در جایی ممکن است اختلاف رای میان یکی از اعضای شورای نگهبان و فرد دیگری باشد. حتی اگر اینها معصوم هم باشند چون موضع یک موضع اتهام است باید از آن پرهیز کنند.

اگر شخص امیر المومنان هم امروز در کنار ما بود و می خواست کاندیدای خبرگان بشود حتما ناظر دیگری را می گذاشت. همان طور که در زمان حیاتشان نیز نگفتند چون من خلیفه مسلمین هستم پس رفتن من به محکمه بی معنا است و می بینیم که مانند بقیه از طرف قاضی به محکمه احضار می شود و حکم علیه ایشان صادر می شود. این موارد بدیهیات فقه ما است و نمی دانم چرا این بدیهیات دیده نمی شود.

*در مجلس خبرگان، برای جایگزین آقای شاه آبادی و آیت الله رفسنجانی که اخیرا فوت کرده اند آیا مجلس بر اساس آیین نامه می تواند برگزاری انتخابات را پیش نهاد بدهد؟

بر طبق قانون اساسی، قانون مجلس خبرگان را خود اعضا باید تصویب کنند. در موارد مشابه و در انتخابات میان دوره ای اگر خبره ای فوت کرده باشند انتخابات میان دوره خبرگان در حوزه مورد نظر برگزار می شود. یعنی مجلس خبرگان می تواند به دلیل فوت این عزیزان انتخابات میان دوره ای را برگزار کند. عقیده من این است که برای دفاع از حیثیت نظام جمهوری اسلامی ایران، خبرگان حتما باید قانون انتخاباتی خودشان را اصلاح کنند و چون خبرگان مجلسی است که مهمترین مسئله نظام را مشخص می کند و بر کار رهبری نظارت می کند پس هیچ ایرادی بر ساختار انتخاباتی این مجلس نباید وارد باشد. البته اشکالات دیگری هم وجود دارد و برای مثال سوال می شود که آیا منصوبین رهبری می توانند در انتخابات خبرگان شرکت کنند یا خیر و این هم یک اشکالات و شبه دور را مطرح می کنند.

*در بحث رابطه اصلاحات با رهبری سوال می شود که آیا این رابطه دو طرفه است یا یک طرفه و اخیرا هم مطرح شده که رابطه آقای جهانگیری بعد از انتخابات با رهبری سرد شده است و برخی از شما یا آقای صدر به عنوان رابطین جدید صحبت می کنند. رابطه میان اصلاحات و رهبری در شرایط کنونی چگونه است؟

رابطه جناح ها با رهبری چه در زمان حیات حضرت امام و چه در زمان آیت الله خامنه ای، مجموعه ها ملاقات نداشته اند برای مثال موردی نداشته ایم که گفته شود، فلان حزب با امام یا رهبری ملاقات داشته اند. البته برخی از تشکل ها این دیدارها را داشته اند و برای مثال جامعه روحانیت مبارز یا مجمع روحانیون مبارز با همین عناوین با امام ملاقات هایی داشته اند و پاسخ هایی داشته ایم. اما اشخاص دو جریان عمده سیاسی در سطوح مختلف هم زمان حضرت امام و هم زمان رهبری، ملاقات هایی با شدت و ضعف داشته اند.

متاسفانه از مقطعی عملا ارتباط اصلاح طلبان با نهاد رهبری و شخص مقام معظم رهبری خیلی کم شد و می شود، گفت که به حداقل ممکن رسید. برای مثال مجمع روحانیون در گذشته هم ملاقات های جمعی و هم فردی با رهبری داشتند و افرادی هم به دلیل مناسب آنها ملاقات هایی با رهبری داشتند. مثلا آقای خاتمی رئیس جمهور و یا آقای کروبی رئیس مجلس بودند و ملاقات هایی داشتند.

متاسفانه این موارد به حداقل رسیده و منظور ما از ملاقات یک دیدار رسمی خصوصی برای مذاکره است وگرنه گاهی در روضه ها و مراسم های عمومی ممکن است چند نفر از اصلاح طلبان حضور داشته باشند. اما واقعیت این است که در حال حاضر این رابطه یک رابطه منظم و تعریف شده ای نیست.

عقیده من این است که حتما این رابطه ضروری است و باید سازوکاری برای آن پیش بینی کرد و انتظار ما از دفتر رهبری این است که این سازوکار را تعریف کنند. البته ممکن است به دلیل تراکم بسیار بالای کار، رهبری نتوانند در فواصل کوتاه ملاقات بدهند و نمی توان چنین انتظاری داشت. به نظر من نهاد رهبری نیازمند این است که سازوکاری تدوین کنند که تمام جریان های سیاسی و نه تنها اصلاح طلبان و اصول گرایان بلکه جریانات دیگری که مستقل هستند نیز بتوانند دیدار داشته باشند. همانطور که سالی یکی دو بار، قاریان، شعرا، نخبگان و … به حضور ایشان می رسند چه اشکالی دارد که سالی یکی دوبار طیف های سیاسی مختلف خدمت ایشان بروند و دغدغه های خودشان را بگویند.

با جایگاهی که رهبری در نظام سیاسی ما دارد و این جایگاه به هیچ وجه تشریفاتی نیست، اقتضا می کند که یک جاده دو طرفه تعاملی دائم میان نهادهای اجتماعی و اقشار مختلف جامعه ایجاد شود. البته این تعامل وجود دارد ولی رابطه دائم و سازمان یافته با جریانات سیاسی هنوز تعریف نشده است.

اعتقادم این است که شرایط کشور در امروز بیش از گذشته اقتضا می کند که بزرگان اصلاح طلب روابط صریح و صمیمی و بی واسطه با رهبری داشته باشند که هم مطالب این طرف را منتقل کنند و هم از نظرات رهبری استفاده کنند.

*آقای جهانگیری در حال حاضر با رهبری در ارتباط هستند؟

من این موضوع را نمی دانم. آقای جهانگیری هم گفته اند که هیچ کس تا کنون تحت عنوان نماینده اصلاح طلبان برای ارتباط با رهبری مشخص نشده است و همانطور که گفتم این ساختار هنوز ایجاد نشده است. در دوران هایی برای مثال در مجمع روحانیون یک یا چند فرد به عنوان نمایندگان مجمع با رهبری ملاقات می کردیم.

آقای جهانگیری به هر حال در اصلاح طلبی معرفی می شوند و فعال هستند و در ارتباطاتشان دغدغه های اصلاح طلبی را بیان می کردند و متقابلا مسائل را باز می گردند و من در حال حاضر نمی دانم روابط ایشان با دفتر رهبری و خود مقام معظم رهبری در چه حدی هست. ولی حتی اگر فرض کنیم که ارتباطات ایشان برقرار شود باز هم به معنای ارتباط سیستماتیک اصلاح طلبان با رهبری نیست بلکه تنها یک فردی از اصلاح طلبان ملاقات می کند و البته این کار خوب هم هست.

در زمان انتخابات که من، آقای موسوی لاری و آقای جهانگیری وقتی ملاقات کردیم در همانجا نیز تاکید کردیم که ما به عنوان شخص خودمان خدمت ایشان رسیده بودیم. اما خوب سه فردی که منتصب به اصلاح طلبان بودیم این دیدار را انجام دادیم.

*چند نفر از نمایندگان مصاحبه کرده اند و گفته اند که احتمالا تا آخر سال رفع حصر اتفاق خواهد افتاد. شما در جریان این روند هستید؟

من هم این خبر را شنیده ام و امیدوارم انجام شود. شنیده ام که تسهیلات بیشتری در ملاقات اعضای خانواده های مهندس موسوی و کروبی ایجاد شده و خوشحالم از این خبر و لحظه شماری می کنم برای روزی که این حصر برداشته شود. لحظه شماری می کنم برای روز تفاهم واقعی ملی، با شرایطی که ما امروز داریم و با دشمنان قسم خورده ای که در منطقه داریم و همچنین با توجه توطئه هایی که آقای ترامپ و همدستانش در منطقه مانند محمد بن سلمان و اسرائیل علیه ما طراحی می کنند، زمان این نوع رفتار ها نیست.

ما بیش از پیش نیازمند وحدت ملی و انسجام ملی هستیم، که این انسجام نه در دایره اصلاح طلب واصول گرا و آقای خاتمی و مهندس موسوی و آقای کروبی بلکه یک اتحاد در میان تمام اقشار جامعه نیازداریم. ما باید چتر نظام را به وسعت کل ایران و ایرانی پهن کنیم و حال اگر کسی به دلیل وابستگی یا هر دلیل دیگری مایل نبود در زیر این چتر قرار بگیرد، حکمشان جدا است که در یک اقلیتی قرار خواهند گرفت که مردم آنها را طرد می کنند.

این موضوعات در تمام حیات جمهوری اسلامی بوده است اما تنها عاملی که در سی و نه سال گذشته، باعث شد که در جنگ و بعد از آن در تمام مشکلات سربلند بیرون آمدیم این بود که عامه مردم احساس می کردند که عضو خانواده ایران و ایرانی هستند و حرمتشان حفظ می شود. هر زمان که ما دایره خودی را تنگ تر کنیم بر دشمنان بالفعل و بالقوه خواهیم افزود.

*سابقه حضور در مجلس شما زیاد است، برخی از اصلاح طلبان و کسانی که به لیست امید رای دادند و اصلاح طلبان مجلس دلخور هستند و گفتند که آنها نتوانسته اند آنطور که باید از حقوق اصلاح طلبان دفاع کنند. شما عملکرد لیست امید را چگونه می بینید، بخصوص شخص آقای عارف در فراکسیون امید به نظر شما موفق عملکرده است؟

من مایل نیستم راجع به اشخاص صحبت کنم چرا که برای چنین موضوعاتی باید در متن ماجرا باشیم و محدودیت ها را ببینیم. اما در نگاه کلی بهتر از یک نگاه آسیب شناسانه به مجلس صحبت کنیم. صرف نظر از جناح بندی های سیاسی، مجلس در طول ادوار مختلف دچار یک سقوط عملکردی شده است و این روند سقوط همچنان ادامه دارد. این موضوع علل مختلفی دارد که در این مجال نمی گنجد.

بخشی از آسیب شناسی قوه مقننه به همان ساختار های انتخابات باز می گردد. ساختار انتخابات پارلمانی ما یک ساختاری است که انسان های پاکدست، آزداده، شجاع و توانمند ترجیح می دهند وارد این میدان مجلس نشوند و بعضا هم که این افراد وارد مجلس می شوند با محدودیت روبرو می شوند.

نمایندگان موجود مجلس هم وقتی وارد صحن مجلس می شوند با موانع و تهدیدهایی نسبت به آینده خودشان روبرو می شوند که در نتیجه آن نوعی محافظه کاری در رفتار و گفتارشان حاکم می شود. عوامل بیرونی مجلس در انتخابات تاثیراتی دارند که بعد از انتخابات این عوامل بیرونی سایه خودشان را همچنان بر سر نمایندگان و مجلس حفظ می کنند. همچنین تعامل دستگاه های اجرایی با مجلس از حوزه وظایف ذاتی نمایندگان و قوه مجریه خارج شده و به حوزه های دیگری وارد شده است.

با این حال من آسیب شناسی های گسترده ای در خصوص مجلس انجام داده ام و می توانم با دوستان در مجلس و فراکسیون های مجلس این تجربه های و مطالعات را در اختیارشان بگذارم. با این حال روند سقوط مجلس و قوه مقننه را به وضوح می بینم و باید برای آن اقداماتی صورت بگیرد. اگر این موانع برداشته نشود مجلس ما روند نزولی خودش را ادامه می دهد و دیگر مجلس نمی تواند در راس امور باشد. واقعا باید مجلس عصاره فضائل ملت باشد و برای این مهم باید مسیر های ورود به مجلس، متانسب با مسیرهای ملی و اسلام و ملت باشد. اگر مسیرها انحرافی و آلوده و خطیری باشد به همان میزان شاخص نمایندگی مطلوب آسب می بیند. ما باید زمینه ورود رای آوری امثال شهید مدرس را تقویت کنیم و از چنین افرادی که در مجلس شجاعانه از حقوق مردم دفاع می کنند، حمایت کنیم و اصل مصونیت نمایندگان باید تقویت شود که در این صورت می توان مجلس روبه جلو و بالنده ای داشته باشیم.

*با توجه به سقوطی که شما در مورد مجلس گفتید آیا می توان امید داشت که مردم در دوره بعدی به پای صندوق رای بیایند؟

این سقوط که گفتم اصلا در بحث های جناحی نمی گنجد و البته این مفهوم هم نسبی است. من البته همین جا بگویم که به نمایندگان محترم احترام می گذارم و زحمت زیادی می کشند و الان هم نماینده های شاخص و خوبی در مجلس داریم. مجموعه قوه مقننه یک فرایند است که این فرایند از احزاب شروع می شود که تا انتخابات ادامه دارد و بعد از آن در فراکسیون های درون مجلس پیگیری می شود. لذا این فرایند را باید آسیب شناسی کرد، موانع آن برداشته شود و نقاط قوت و ضعف آن نیز برطرف شود. در مجموع انتظار بر این است که مجلس دهم بهتر از نهم باشد و این روند رو به صعود باشد ولی فعلا چنین داوری وجود ندارد. نقش هیات رئیسه در این موضوع بسیار مهم است و به نظرم هیات رئیسه علیرغم زحماتی که می کشند به وظیفه تاریخی خودشان در رفع آسیب ها به درستی عمل نکرده اند که این کار نه در این دوره و نه در ادوار گذشته انجام نشده است.

البته در خصوص مجلس دهم باید بگویم که نسبت به مجلس نهم بسیار بهتر عمل کرده است، من در مجلس نهم معاون پارلمانی بودم و در این مجلس هم امور را دنبال می کنم، مجلس نهم یک مجلس خاصی بود که امیدوارم هیچ وقت تکرار نشود.

*آقای محمود صادقی مصاحبه ای داشتند که در آنجا می گویند: « آقای انصاری شخصی بودند که مستقیما مانع تصویب قانون کپی رایت شدند» آیا این موضوع صحت دارد؟

این موضوع صحت ندارد. من نمی دانم که ایشان چنین صحبتی کرده اند یا خیر، ایشان از دوستان ما هستند و پدر شهیدشان از همکار ما در مجلس اول بودند. ولی من مثل هر موضوع دیگری اگر نظرات کارشناسی داشته باشم بدون هیچ ابهامی بیان می کنم. من در قانون کپی رایت در جاهایی که دست جمهوری اسلامی را در مقابل دشمنان ما می بندد و برای توسعه علمی کشور محدودیت ایجاد می کند، مخالف بودم.

در مجمع تشخیص هم گفته ام که کشورهای غربی بعضا در سیصد تا چهارصد سال بعضا با سرقت های آشکار علمی تمام مایملک علمی جهان اسلام را برده اند و با لشکر کشی یا کتابخانه های ما را آتش زدند و یا یافته های علمی و میراث فرهنگی ما را به سرقت بردند. این موضوع در مورد کشورهای مختلف جهان مانند ژاپن، کره و آمریکا صحت دارد، مگر آمریکا جز این است که اندوخته علمی اروپا را به شیوه های مختلف به آمریکا منتقل کرد، امروز که نوبت به جهان سوم رسیده است با انواع سخت گیری ها مانع توسعه علمی می شوند. این موضوع در خصوص تسلیحات نیز صحت دارد که همزمان با نوسازی زرادخانه های اتمی خودشان اقدام به جلوگیری از توسعه دانش هسته ای ما می کنند.

در مورد محیط زیست نیز این موضوع صحت دارد که این کشور های سالهای طولانی با فعالیت هایشان به تخریب لایه ازون پرداخته اند و امروز به کشورهای درحال توسعه و فقیر ایرادات وارد می کنند.

در موضوع کپی رایت نیز این کشورها گاهی کنوانسیون ها و قوانینی را تحمیل می کنند که عملا جاده یکطرفه سرقت علمی برای آنها ایجاد می کند. این کشورها با مشکلات و بحران هایی که در کشور ما ایجاد می کنند، نخبگان ما را به کشور خودشان می برند و الان بهترین نخبگان و محققان کشورهای جهان اول از آمریکا تا کانادا و اروپا را تحصیل کردگان کشورهای جهان سوم تشکیل می دهند. به هر حال وقتی عراق، افغانستان، سوریه و دیگر کشورهای خاورمیانه را نا امن می کنند در نهایت نخبه های این کشور ها مجبور به مهاجرت می شوند. در چنین شرایطی اگر علمی بخواهد به کشور مبدا وارد شود تحت قانون کپی رایت و یا قوانین تحریمی مانع آن می شوند.

در چنین شرایطی برای اجرای چنین قوانینی ما باید هوشیار باشیم. من در قانون کپی رایت گفته ام که ما در اجرای این قانون باید مواظب باشیم که خودمان پیشاپیش دستمان را در مقابل دیگر کشورها نبندیم. اما اجرای قانون کپی رایت در حد متعارف و درست آن را در داخل کشور حمایت می کنیم. اما در همین داخل کشور هم قانون کپی رایت نباید به گونه ای تفسیر شود که موجب استثمار عملی بشود.

ما در حال حاضر در حوزه علمی شاهد یک آشفته بازار از کپی کردن پایان نامه هاو سرقت ادبی و … هستیم که باید به این موضوع رسیدگی شود. تمام حرف من در قانون کپی رایت این بود که این حق به مانند هر حق دیگری باید به گونه ای طراحی شود که موجب سو استفاده از اصل حق نشود.

*یکی از مسائل مطرح شده در مورد شما موضوع حضور در دولت دوازدهم بوده است. برخی می گویند چون آقای روحانی می خواست نه به جامعه روحانیت و نه به مجمع روحانیون سهمی داده نشود هم شما و هم آقای پورمحمدی را کنار گذاشتند. اگر ممکن است در این خصوص توضیح دهید.

بعید است که چنین مسئله ای مطرح شده باشد. به هر حال آقای رئیس جمهور حق طبیعی دارند که اعضای دولتشان را انتخاب کنند و ایشان در دوره دوازدهم منازعاتی داشتند. در صحبتی هم که با من داشتند ملاحظه به معذورات را مورد توجه قرار دادند. بنابه دلایلی پیشنهاد ایشان این بود که در معاونت حقوقی فرد دیگری باشند و البته پیشنهادی برای ادامه همکاری داشته باشند که چون حضور خودم را در جای دیگر مفید نمی دانستم این پیشـنهاد را نپذیرفتم. اساسا من اهل پذیرش مسئولیت تشریفاتی و کم اثر نیستم و ترجیح می دهم یا جایی نباشم یا اگر هستم تمام عیار و کامل حضور داشته باشم.

* در بحث پشیمانی از رای به آقای روحانی که چندوقت پیش مطرح شده بود، آیا قبول دارید که آقای روحانی کمی از وعده های خود فاصله گرفته است یا این اتفاقات را استراتژی از سوی دولت می دانید؟

چون من بعد از تشکیل دولت دوازدهم خدمت ایشان نرسیده ام در این خصوص صحبتی نکردم. معمولا در خواست ها از تمام دولت ها دائما رو به تزاید است و این موضوع خصوصا در دولت دوم هر رئیس جمهور بیشتر دیده می شود. خیلی روشن و طبیعی است که فضای انتخاباتی و فضای وعده ها و در شکل تبلیغاتی که ما داریم، یکسری وعده ها و مطالبات جدید شکل می گیرد که بعضا در آینده با موانعی روبرو می شود. این موضوع خود به خود باعث می شود که برخی فکر کنند رئیس جمهور از مواضع خود عقب نشینی کرده است.

من عقب نشینی آشکاری در مواضع آقای روحانی نمی بینم و صرفا ایشان در مسائلی که به آن معتقد بودند پافشاری می کنند و برای رسیدن به اهداف اعضای دولت تلاش بسیاری می کنند. حقیقتا دکتر روحانی در دوران بسیار سختی این مسئولیت را به عهده گرفته اند که مسائل اقتصادی و معیشتی مردم به شدن با وخامت روبرو شده است.

ما یک جمعیت بزرگ دهه شصت را داریم که در ایستگاه های مختلف زندگی دچار نقصان ها و فشارهایی شدند و البته نظام هم به سختی توانست این مشکلات را حل کند. از دوران تحصیل و دانشگاه تا امروز که به شغل، ازدواج و مسکن رسیده اند که تامین این نیازها برای دولت سخت تر از قبل است ولی این به معنای آن نیست که دولت نظاره گر بوده است. من مطمئن هستم که ما از این پیچ سخت نیز عبور خواهیم کرد و مشکلات توسط دولت حل خواهد شد. میزان اشتغال زایی در دولت رشد داشته است و شاهد تحرکاتی در بازار مسکن نیز هستیم که امیدواریم ادامه داشته باشد. پس تاکید من این است که آقای روحانی در شرایط دشواری رئیس دولت شده اند که برخی از این مشکلات در داخل ایجاد شده و برخی از این مشکلات نیز به دلیل رقابت ها و حسادت های کودکانه انتخاباتی و چوب لای چرخ گذاشتن ها ایجاد شده است. همچنین بخشی نیز به نا همراهی برخی مدیران دولت از نظر فکری و سیاسی باز می گردد که دولت یک دست نشده است. در مجموع فکر می کنم که به صورت منصفانه اگر بخواهیم نظر بدهیم نباید گفت که از رای دادن به آقای روحانی پشیمان هستیم.

*برخی از اصلاح طلبان معتقدند که آقای جهانگیری نامزد مورد نظر برای انتخابات سال ۱۴۰۰ است باید از دولت خارج شود، با این استراتژی موافق هستید؟

اگر ما امروز کشور را خوب اداره کردیم مردم در سال ۱۴۰۰ نیز به ما اعتماد می کنند اما اگر کشور خوب اداره نشود چه لزومی دارد که ما در انتخابات ۱۴۰۰ نیز پیروز شویم.

منبع: عصر ایران

(Visited 58 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

۱۳۹۶-۱۲-۲۶ سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


* درج نام و ایمیل اختیاری است.